لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۰۸:۵۱
رابرت پاستور، نویسنده کتاب «ایده آمریکای شمالی» و مشاور ارشد «مرکز کارتر» در امور حل تعارض در خاورمیانه، در مقاله ای در روزنامه لس آنجلس تایمز به بحران سوریه پرداخته که ترجمه آن در پی می آید.

اخضر ابراهیمی، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب در امور سوریه اواخر ماه سپتامبر در اجلاس شورای امنیت این سازمان، درگیری های سوریه را «بسیار بد و رو به وخامت» خواند. ابراهیمی یکی از کارکشته ترین دیپلمات های جهان است. قدرت های جهان اظهارات او را شنیدند، اما هیچ ایده جدیدی برای چگونگی پایان دادن به این بحران ارائه نکردند. این رویکرد باید تغییر کند.

برای حل بحران سوریه تاکنون دو راهبرد به بوته آزمایش گذاشته شده است. کوفی عنان، دبیر کل پیشین سازمان ملل متحد و فرستاده ویژه این سازمان پیش از آقای ابراهیمی سعی کرده بود تا آتش بس را از راه مذاکره برقرار کند و بین قدرت های بزرگ و میانی همفکری و اجماع ایجاد کند. اما تلاش های او ناکام ماندند.

راهبرد دوم کمک به گروه های مخالف برای سرنگونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه بود و قرار شد که ترکیه و کشورهای منطقه خلیج فارس مخالفان را که از انسجام چندانی برخوردار نبودند، به سلاح مجهز کنند. دولت های دیگر از جمله ایالات متحده نیز به این امر کمک می کنند. جناح مخالف (اسد) از هجده ماه پیش تاکنون بسیار قدرتمندتر شده و هم اکنون قادر است تا تقریباً در هر جبهه ای به حکومت حمله کند. حمایت بین المللی برای احزاب مخالف اسد دلگرم کننده است و برخی از گروه ها خواهان مداخله خارجی برای سرعت بخشیدن به سرنگونی اسد شده اند. اما احتمال چنین مداخله ای بسیار اندک است.

ارتش سوریه کماکان آنقدر توانمند است که بتواند مناطقی که مخالفان تسخیر کرده اند، باز پس بگیرد. ایران ارتش سوریه را به سلاح مجهز می کند و روسیه نیز از نیروهای نظامی این کشور حمایت می کند. اسد از حمایت بخش هایی از کشور برخوردار است و با وجودی که تعدادی از نیروهای ارتش به قیام مردمی پیوسته اند، اما نیروهای امنیتی به رهبری اعضای خانواده او و خاندان علوی که در اقلیت هستند، کماکان قدرت را در چنگ خود دارند. آن ها سخت مبارزه می کنند و نگران هستند که شکست به نابودی شان منتهی شود. به علاوه، وحشت حکومت از آن است که آشتی به معنای ضعف تعبیر شود.

در شرایطی که طرفین درگیری در برابر مذاکرات جدی و متعادل مقاومت نشان می دهند، چشم انداز پایان درگیری ها بسیار دور به نظر می رسد. احتمال این که جنگ داخلی سوریه وارد دومین سال خود شود و حتی یک دهه طول بکشد، بسیار است. وضعیت خشونت های قومی هر سال رو به وخامت می گذارد، نرخ جنایات چندین برابر خواهد شد و بنیادگراترین گروه ها قوی تر خواهند شد و کشورهای همسایه نقش مداخله جویانه بیشتری ایفا خواهند کرد.

برخی مصرانه از ایالات متحده خواسته اند تا از جناح های مخالف حکومت اسد حمایت کند، اما محتاطانه عمل کردن پرزیدنت اوباما هوشمندانه است. اگر ایالات متحده در این راه قدم بگذارد، بهای شکست در این کارزار سنگین خواهد بود، اما «پیروزی» در کوتاه مدت و به بهای اندک محتمل نیست. مردم آمریکا از حضور نیروهای نظامی ایالات متحده در چندین جنگ در خاورمیانه خسته و سرخورده شده اند. آن ها از تجربه جنگ عراق آموخته اند که پیروزی به آسانی کسب نمی شود. شاید جهادگرایان برندگان واقعی درگیری های سوریه باشند و شاید یکی از ثمرات این درگیری ها یک جنگ منطقه ای توسط کردها و علیه کردها باشد.

زمان انتخاب یک هدف و یک راهبرد جدید فرا رسیده و ابراهیمی تنها مردی است که در این راه موفق خواهد شد؛ زیرا او قوانین و شروطی را ترسیم کرد که برای جنگ داخلی طولانی لبنان راهگشا بودند. سرنگونی اسد نباید هدف باشد، با این وجود، سقوط او خواست خیلی هاست. هدف باید بر ترسیم مسیری برای یک استقرار نظام سیاسی متمرکز شود که همه مردم سوریه بتوانند اظهارنظر کنند و از حق رای برخوردار باشند و حقوق اساسی و محافظت از منافع همه اقلیت ها و جناح های قومی و مذهبی در قانون ضمانت شده باشد.

این توافق نامه چه شکل و شمایلی خواهد داشت و چه مفادی در آن گنجانده خواهد شد؟ زمانی که قیام مردم سوریه آغاز شد، دولت اسد پیشنهاداتی را در زمینه اصلاح ساختار انتخاباتی کشور مطرح کرد که راه برای اظهارنظر و مشارکت همه اقشار مردم سوریه در انتخابات هموار شود. او همچنین پیشنهاد اصلاح احزاب سیاسی، مطبوعات و سازمان های غیردولتی و اصلاحات دیگر را مطرح کرده بود. این برنامه درستی است، اما اصلاحات پیشنهادی عیب و نقص بسیاری داشتند و هیچ کس آن ها را جدی نگرفت. من و حریر بالیان به نمایندگی از «مرکز کارتر» رویکردی را با دولت اسد مطرح کردیم که اصلاحات را مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار خواهد داد تا از اعتبار بیشتری برخوردار شوند و برای جناح های مخالف دولت که خواهان استقرار دموکراسی هستند، متقاعد کننده باشد.

برخی از مقامات ارشد دولت از این ایده حمایت کردند، اما در آن برهه، نیروهای امنیتی اطمینان داشتند که می توانند مخالفان را سرکوب و نابود کنند. آن ها اشتباه کردند.

از آن جا که دولت و مخالفان حکومت اسد با هم ارتباطی ندارند، فرستاده ویژه باید بین طرفین رایزنی کند تا بتوانند اصلاحات قابل اعتباری را تدوین کنند تا با اجرای آن ها راه برای انتخاباتی هموار شود که با نظارت بین المللی و با حضور همه گروه ها برگزار شود. حضور نیروی حافظ صلح سازمان ملل متحد برای نظارت و اجرای توافق نامه حیاتی خواهد بود. در حالی که درگیری ها نه تنها تشدید شده اند و بلکه به بن بست رسیده اند، بعید به نظر می رسد که یک رهبر جدی با این اصلاحات مخالفت کند.

آیا استقرار دموکراسی در سوریه ممکن است؟ چنین امری نامحتمل به نظر می رسد. اما محتمل ترین گزینه جایگزین، سقوط به قهقرای یک دهه ویرانگی است که تصور و تجسم آن بسیار دردناک و غم انگیز است. شاید زمان آن فرا رسیده است که جامعه بین الملل از یک گزینه سوم حمایت کند.
XS
SM
MD
LG