لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۱۲:۲۱
یادداشت زیر برگردان مقاله سوزان مالونی، عضو ارشد موسسه بروکینگز در «مرکز سابان برای سیاست خاورمیانه» است:

اهمیت انتخابات ریاست جمهوری آتی در ایران از جمله پرسش هایی است که به کرات در گفتگو با خبرنگاران، سیاستگذاران و تحلیلگران مطرح می شود. ایران حکومت دینی دارد و قدرت مطلق کشور در اختیار رهبر است و او تصمیم نهایی را می گیرد و انتخابات از ابتدا تا پایان، به طور جدی مهندسی و به شدت صحنه سازی شده است. قدرت رئیس جمهوری به طور قابل توجهی محدود است و به نظر می رسد غیرقابل پیش بینی بودن نتایج انتخابات ریاست جمهوری که در گذشته برای ایران متصور بود، با انتخابات بحث برانگیز سال ٢٠٠٩ و انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به مقام ریاست جمهوری دیگر مصداق ندارد.

میلیون ها ایرانی نسبت به اعلام زودهنگام خبر پیروزی احمدی نژاد با خشم به خیابان ها آمدند و شعار «رای من کجاست؟» را سردادند. واکنش مردم با خشونت و محاکمه های نمایشی و دیگر تاکتیک های ویژه دوران استالین روبرو شد. این تحولات سبب شد تا نظام ایران به عنوان یک حکومت استبدادی ظهور کند و روند برگزاری انتخابات و رای گیری بیشتر به صحنه نمایشی بدل شد که به طور مدام از پشت پرده کنترل می شود.

بنابراین عدم توجه و پیگیری انتخابات ١٤ ژوئن و نمایشی خواندن آن و بی توجهی به مناسبات خصمانه درون ساختار سیاسی ایران بسیار وسوسه آمیز خواهد بود. اما این رویکرد، تصوری اشتباه و برداشتی نادرست از تحولات داخلی و پیچیده ایران خواهد بود. اشتباه نکنید، منظور من این نیست که برگزاری این انتخابات با روند رای گیری در یک نظام واقعاً دموکراتیک شباهتی دارد، جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه ناکام مانده است. با این وجود، در حالی که نتیجه انتخابات مهندسی شده خواهد بود، عوامل دست اندرکار اجرای این مهندسی، حقیقی هستند و نتیجه تحولات اخیر در جنگ قدرت سی و چهار ساله داخل حاکمیت ایران پیامدهای قابل توجهی برای آینده این کشور و نقش آن در عرصه جهانی خواهد داشت.

اگر دولت مضحک و شیوه حکومت داری غریب احمدی نژاد موضوع جدیدی به ما نیاموخته باشد، اما به کرات اهمیت قوه مجریه و نقش رئیس جمهوری در ایران را به ما نمایانده است. با وجودی که دفتر رئیس جمهوری مشروعیت انتخاباتی ندارد و براساس قانون اساسی با محدودیت های بسیاری روبرو است و تلاش ها و برنامه های نظام حکومتی حول دستورات الهی متمرکز هستند اما این دفتر به عنوان مرکزی ظهور کرده است که از قدرت واقعی برخوردار است تا بطن سیاست خارجی و داخلی کشور را شکل دهد. مقام رئیس جمهوری اختیارات گسترده ای بر بودجه ایران، چارچوب فعالیت های سیاست داخلی، فضای اجتماعی و فرهنگی و حتی حساس ترین جنبه های سیاست امنیتی ایران دارد. هر فردی که در ماه اوت امسال بر این مقام تکیه بزند، خود را در شرایطی در نزدیکی قله قدرت خواهد یافت که کشور تحت فشارهای خارجی بی سابقه قرار دارد و حاکمیت ایران شاهد تحول بین نسل ها است. به همین دلیل این انتخابات و نتیجه آن پیامدهای عظیم و گسترده ای برای آینده حاکمیت جمهوری اسلامی خواهد داشت.

برای درک اهمیت ریاست جمهوری بسیاربدخیم ایران فقط کافی است به پیشینه روسای جمهوری سال های اخیر در این کشور توجه کنیم. در طی دو دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، رئیس جمهوری اصلاح طلب (١٩٩٧ تا ٢٠٠٥ ) او موفق شد تا به روند برخی از شدیدترین و جدی ترین موارد نقض حقوق شهروندان ایرانی و آزار و اذیت آن ها پایان دهد و راهکار های جدیدی برای مشارکت سیاسی و آزادی بیان بیابد. جلب سرمایه گذاری خارجی در ایران در دوران او افزایش یافت، او موفق شد تا با تاسیس صندوق ویژه پس انداز مازاد درآمد نفتی نظارت مسئولانه بر اقتصاد کشور را ارتقا دهد. خاتمی مناسبات ایران با بسیاری از کشورهای جهان را ترمیم کرد و حتی موفق شد تا بخش های نگران کننده برنامه اتمی کشور را چندین سال به تعویق بیاندازد.

اما تصور موفقیت کامل برای خاتمی ممکن نبود، چرا که بلندپروازی های او برای تغییر، به دلیل وفاداری وی به نظام دینی و سیاست های مشکلات آفرین و عدیده این نظام و حتی روند آرام اصلاحات مورد نظر او از هر سو توسط مخالفان محافظه کار و تندروی درون نظام خنثی شدند. با این وجود اگر شرایط دوران ریاست جمهوری خاتمی را با دو دوره حاکمیت جانشین وی مقایسه کنیم، شاهد هستیم که چگونه احمدی نژاد تکنوکرات ها و رسانه ها را سرکوب کرد، درآمدهای نفتی عظیم کشور را به باد فنا داد و سخنرانی های سرشار از خشم و نفرتی ایراد کرد که در نهایت سبب شد ایران به کشوری بیگانه و منزوی در عرصه بین المللی و جهانی بدل شود. تردیدی نیست که مردم ایران و جامعه بین الملل در دوران تعامل خاتمی از وضعیت بهتری برخوردار بودند تا امروز که احمدی نژاد راه خصومت های مجادله آمیز را پیشه خود کرده است.

احتمال این که نتیجه انتخابات ماه ژوئن ایران با ناآرامی جدی و یا پیروزی اصلاح طلبان همراه باشد تقریباً صفر خواهد بود و هر نامزدی که موفق شود تا بر مسند ریاست جمهوری آینده ایران تکیه زند، در مورد مسائلی که برای واشنگتن از اهمیت ویژه برخوردار هستند، به ویژه در مورد پرونده اتمی، راه رئیس جمهوری پیشین را ادامه خواهد داد. با این وجود، حتی انتخاباتی که با تقلب و تخلفات بسیار همراه هستند نیز نمایانگر برهه های کلیدی و مهم چرخه حیات نظام های سیاسی هستند و در ایران نیز برگزاری انتخابات نظام انقلابی کشور را به مسیرهای جدیدی رهنمون شده اند. گاهی این تغییرات سنجیده و برنامه ریزی شده هستند، مثل سال ١٩٨٩ که اکبر هاشمی رفسنجانی بدون هیچگونه مخالفتی کنترل امور و بازسازی کشور پس از جنگ را به عهده گرفت و گاه این تحولات، همچون ظهور جنبش اصلاح طلبی و یا احمدی نژاد غیرقابل پیش بینی بودند.

انقلاب ایران محصول ائتلافی بود که شکاف ها و اختلافات بسیار عمیقی داشت و در ورای مخالفت با حکومت شاه، نقاط مشترک آن بسیار اندک بود. جمهوری اسلامی در طول تاریخ موجودیت خود رقابت بسیار شدید و در حال تکاملی برای کسب نفوذ و قدرت تجربه کرده است. این رقابت هنوز همچون گذشته زنده و پویا است. انتخابات برای ناظران خارجی فرصتی فراهم می کند تا این رقابت ها را از دور نظاره کنند. این کارزار برای افراد داخل نظام اسلامی و رقبای بلندپرواز و جناح های رقیب درهای بی پایانی را می گشاید تا جایگاه نفوذ و قدرت خود را در ایران تثبت کنند و فضای سیاسی کشور را بار دیگر بر اساس امیال و منافع خود شکل دهند، همانگونه که احمدی نژاد و خاتمی چنین کردند.

از آنجا که میراث انقلاب و چالش یک قرن اخیر ایران برای استقرار حاکمیت نمایندگان مردم، حتی در نظام دینی این کشور مشارکت در انتخابات را به مسئله مورد توجه مردم بدل کرده است، انتخابات میلیون ها ایرانی را به گونه ای بسیج می کند که شواهد اغلب ثابت کرده اند که حتی با وجود سرکوب و سازماندهی بسیار قوی، کنترل موج مردم دشوار بوده است. ما طی هفته های آینده از نزدیک شاهد همه این مسائل خواهیم بود و در پی درک و تعبیر معنای این انتخابات برای تحول داخلی ایران و درگیری های ادامه دار این کشور با جامعه بین الملل برمی آییم.
XS
SM
MD
LG