لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۱۷:۱۱
به نظر می رسد راه برقراری مناسبات بهتر بین ایران و مصر پس از سقوط حسنی مبارک، دشوارتر از مسیری است که جمهوری اسلامی ایران تصور کرده بود.

در دیدار هفته گذشته علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران از قاهره، سوریه در صدر اولویت های مذاکرات مقامات دو کشور بود. رسانه های (دولتی) ایران سفر آقای صالحی به مصر را در بوق و کرنا کردند و آن را منادی عصر جدیدی در مناسبات بین دو کشور خواندند. این در حالی است که بین مواضع دو کشور در مورد اسد نقاط مشترک اندکی وجود دارد و حتی محمد مرسی به طور علنی خواسته است تا رئیس جمهوری سوریه به دلیل ارتکاب به جنایات جنگی محاکمه شود.

تهران به طور کلی قیام ها و انقلاب های کشورهای عربی را به اشتباه به نوعی «بیداری اسلامی» سوء تعبیر کرده بود و با وجودی که احزاب اسلامی در تونس، مصر و نقاط دیگر نقش بسیار برجسته و فعالی در وقوع این تحولات ایفا کرده اند، اما مقامات ایران برای حفظ منافع و دستیابی به اهداف خود چنین دیدگاه های مغرضانه ای را مطرح کردند.

ایران (که اعتراض های موسوم به جنبش سبز را در سال ۱۳۸۸ به شدت سرکوب کرد) همچنین از سوریه، متحد دیرینه خود حمایت کرده و با وجودی که کشورهای کلیدی و مهم منطقه خلیج فارس به طور فعالانه از اسد فاصله گرفته اند، اما تهران از بشار اسد پشتیبانی کرده است. ایران با علاقه و اشتیاق از بحرین حمایت می کند. بحرین کشوری است که اکثریت شیعه آن از پادشاهی سنی و تحت حمایت غرب خواسته اند تا اصلاحات دموکراتیک واقعی اعمال کند.

موانع و پیشینه تاریخی بسیاری پیش روی برقراری روابط نزدیک بین تهران و قاهره وجود دارد. مصر در طی دوران حاکمیت ٣٠ ساله حسنی مبارک یکی از حامیان سرسخت ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بود. زمانی که انور سادات در سال ١٩٧٨ پیمان کمپ دیوید را با اسراییل امضا و پس از آن نیز به شاه مخلوع ایران پناهندگی اعطا کرد، مناسبات ایران با مصر رو به وخامت گذاشت. مردم مصر سالیان طولانی از این که تهران خالد اسلامبولی، فرد مسئول ترور سادات را «شهید» می خواند و اقدام او را می ستود، احساس انزجار و ناخشنودی می کردند.

بخشی از تغییری که از زمان انقلاب به وجود آمده این است که بسیاری از مردم مصر، از جمله آن ها که از پیمان صلح با اسراییل نفرت داشتند، از یک سیاست خارجی مستقل تر حمایت می کردند و یکی از آن ها عادی سازی مناسبات با ایران بوده است. با این وجود، برقراری ارتباط با تهران هنوز مسئله حساسی قلمداد می شود.

دولت مصر در طی آخر هفته گذشته گزارش رسانه ها در مورد دیدار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در ماه دسامبر از قاهره را به طور کامل رد کرد. براساس این گزارش ها آقای سلیمانی برای مشورت در مورد مسائل امنیتی به مصر سفر کرده بود. بسیاری از ناظران معتقدند که مطرح کردن چنین ادعای جدی ظاهراً برای بدنام کردن رئیس جمهوری بوده است. مرسی پس از اعتراض های مخالفان در مورد پیش نویس قانون اساسی جدید در موضع دفاعی قرار دارد.

ارتباط مطرح شدن مسئله سفر فرمانده سپاه قدس ایران به قاهره با برکناری احمد جمال البین، وزیر کشور مصر هنوز روشن نیست. سلیمانی نیز این مسئله را انکار کرده است.

اخوان المسلمین مصر برای این که مسئولیت چالش های مرسی را به دوش عوامل خارجی بیاندازد، شتاب به خرج داده است، اما تردیدی نیست که آقای مرسی، در داخل و در خارج از کشور با خصومت و دشمنی بسیاری روبرو است، به ویژه از جانب امارات متحده عربی که ١١ تبعه مصر را به ظن تخلفات مربوط به نقض امنیت ملی این کشور بازداشت کرده است.

داهی خلفان، رئیس پلیس دبی در اظهارنظری بی پرده گفته است خطری که از جانب ایران و اخوان کشور را مورد تهدید قرار می دهد، مشابه هستند. او به روزنامه الشرق الاوسط گفته است «آن ها هر دو (ایران و اخوان) می خواهند انقلاب صادر کنند. هدف کنونی اخوان المسلین از هم پاشیدن و بدنام کردن حاکمان کشورهای منطقه خلیج فارس است» (به استثنای کشور کوچک قطر که به تازگی وام و کمک مالی به ارزش ٢̷٥ میلیارد دلار برای کمک به تقویت ارزش پول مصر به قاهره اختصاص داده است.)

دوستان عرب مصر به طور کلی بیشتر نگران تهران هستند تا قاهره. حماد المجید، خبرنگار سعودی تبار ایران می نویسد ایران «ویروسی است که در یک منطقه آلوده شیوع پیدا کرده است». او توصیه کرده است دولت های کشورهای منطقه خلیج فارس و رسانه های آن ها «به جای این که در مورد سیاست پرزیدنت مرسی در قبال مقابله با پیشروی های ایران تردید به خرج دهند، باید به چنین سیاستی اعتماد و از آن حمایت کنند».

در حالی که صالحی در حال ملاقات با مرسی بود، برگزاری رویداد دیگری در قاهره از
واقعیت محدودیت های پیش روی سیاست تنش زدایی بین ایران و مصر حکایت می کرد. تعدادی از ایرانیان اهل اهواز، مرکز استان خوزستان در قاهره کنفرانسی برگزار کرده و سازماندهان این همایش آن را «اشغال سرزمین عرب توسط ایرانیان» خوانده بودند. هاله ای از قومی گرایی پررنگ بر این کنفرانس سایه انداخته بود. این همایش از حمایت و پشتیبانی مشاور کلیدی پرزیدنت مرسی و دانشگاه الازهر برخوردار شده بود که صدای یک نهاد رسمی سنی مصر محسوب می شود. ایران ضمن انتقاد از این کنفرانس، برگزاری آن را کار «سلفی های تندرو و افراطی» و تحت حمایت عربستان سعودی و قطر خواند.

قرار است محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران ماه آینده برای شرکت در اجلاس «سازمان کنفرانس اسلامی» به قاهره سفر کند. حضور احمدی نژاد در قاهره انعکاسی از شرکت مرسی در «کنفرانس عدم تعهد» تابستان گذشته در تهران است. با وجودی که اسراییل و آمریکا از شرکت مرسی در این کنفرانس در ایران ناخشنود بودند، اما رئیس جمهوری تازه برگزیده مصر با این اقدام سیاست خارجی مستقل دوران پس از سقوط مبارک را در منظر جهانیان قرار داد. او از سویی دیگر حمایت از قیام مردم سوریه را یک «وظیفه اخلاقی» خواند و به این ترتیب ایران، میزبان کنفرانس را که از متحدان سرسخت اسد است، خجالت زده کرد.

همه شواهد حاکی از این واقعیت هستند که با وجود تنش های آشکار، یافتن راهکاری برای نزدیک تر شدن مناسبات تهران و قاهره که دو قدرت مهم خاورمیانه هستند، به زمان نیاز دارد. با این وجود، بهتر است هر دو کشور از ایجاد تنش های جدی اجتناب کنند.

برگرفته از روزنامه گاردین
XS
SM
MD
LG