لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۵:۱۰
در نمازجمعه این هفته تهران، نمازگزاران شعار مرگ بر آمریکا سردادند و پرچم این کشور را به آتش کشیدند. به گزارش خبرگزاری اسوشیتد پرس از تهران، این اقدام ها به رغم تغییر لحن رئیس جمهوری جدید ایران در قبال آمریکا و غرب و وعده های اعتدال گرایی و تنش زدایی با جهان انجام گرفت.

اسوشیتدپرس شعارهای پس از نمازجمعه را نمونه ای از چالش هایی می داند که حسن روحانی در تلاش برای شکستن سد رابطه با واشنگتن که گفت و گوی تلفنی او با رئیس جمهوری امریکا از آن جمله است با آنها دست و پنجه نرم می کند.. حرکتی که هدف از آن پایان دادن به سه دهه جدایی دو ملت است.

در حالی که اصلاح گرایان و روحانیت محافظه کار ایران، هردو، از تلاش های آقای روحانی ابراز خرسندی کرده اند. طیف وسیعی از مخالفان تندرو با هرگونه تماسی با آمریکا مخالفند.

روابط دیپلماتیک بین دو کشور از سال ۱۹۷۹ با حمله به سفارت آمریکا در ایران و به گروگان گرفتن ۵۲ آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز، از سوی امریکا قطع شد.

مرگ بر آمریکا و نماز جمعه
به نوشته اسوشیتد پرس، در نماز روز جمعه تهران مجری مراسم دست کم دوبار حاضران را از تریبون نمازجمعه به دادن شعار مرگ بر آمریکا هدایت کرد. پس از نماز هم گروهی از نمازگزاران ضمن سردادن شعار مرگ برامریکا گردآمده و پرچم آمریکا و اسرائیل را طبق معمول گذشته به آتش کشیدند.

با این حال آیت الله کاظم صدیقی که امامت نماز جمعه را بر عهده داشت کوشید جانب میانه روی را درپیش گیرد و با اشاره به گفت‌و‌گوي تلفني روساي جمهور آمريكا و ايران گفت: ما منتظر اقدامات عملی مسوولان آمريكايی هستيم و روسای جمهور دو كشور ايران و آمريكا بايد دست به دست دهند و اين تحريم‌های ظالمانه را كه نه فقط به ملت ايران، بلكه به ملت‌های آمريكا و اروپا هم آسيب زده بردارند.

با آن که آقای صدیقی بر «حق ایران برای داشتن انرژی اتمی صلح آمیز» تاکید داشت، ابراز امیدواری کرد که سیاست های آقای روحانی بتواند«منطقه و جهان را از بن بست و بحران» بیرون آورد.

سخنران دیگر نماز جمعه محمد حسین صفار هرندی بود عضومجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور فرهنگی فرمانده سپاه و عضو هیئت مشاوران ایت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی است. او گفت امریکا به خاطر بحرانی که در سوریه با ان روبروست سیاست دیپلماسی را درمورد ایران درپیش گرفته است و افزود: «ما منکر این نمی‌شویم که برای تعامل به گفت‌وگو با دنیا و آمریکا نیازمندیم، آنها هم نیازمندند از سوی دیگر ما حداقل برای از بین بردن شرارت‌های آنها مانند تحریم‌هایی که به صورت ظالمانه بر ما روا داشته‌اند، نیز نیازمند به این گفت‌وگو‌ها هستیم و مجبور هستیم گشایشی در روابط‌مان حاصل کنیم.

وقتی صفار هرندی از بدقولی وزیر امور خارجه آمریکا در خصوص به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم در داخل کشور سخن گفت، تعدادی از حاضران در نماز جمعه شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و هرندی در واکنش به آنها گفت: «مگر من شعار دادم که شما جواب من را می‌دهید».

با تغییر لحن حسن روحانی و هیئت همراه او در نیویورک در جریان مجمع عمومی سالانه سازمان ملل سرنوشت شعار مرگ بر امریکا به علامت سوال بدل شده است. شعاری که جزء جدایی ناپذیر در مراسم رسمی و نیمه رسمی چون نمازجمعه و سخنرانی های رهبران جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس است و شعار ایدئولوژیک اصولگرایان و تندروهای انقلاب اسلامی به شمار می رود.

در هنگام اقامت آقای روحانی و هیئت همراهش در نیویورک نظرهای مخالف و موافقی درباره این شعار ابراز شد. چنان که امام جمعه موقت اصفهان، محمد تقی رهبر گفت مرگ بر آمریکا آیه قرآن نیست که همیشه آن را سردهیم. او گفت:«آمریکا با اسرائیل تفاوت دارد و یک کشور معتبر در جهان است ولی اسرائیل یک غده سرطانی و ضد اسلام است ... ما مدتی شعار مرگ بر شوروی نیز سر می‌دادیم و اگر رابطه ایران و آمریکا مثل روسیه شودو آمریکا حسن نیت نشان دهد، این مشکل نیز حل می شود.در ضمن آیه قران نازل نشده است که شعار مرگ بر آمریکا را همیشه سردهیم و همان طور که در آن روزها با روس‌ها برخورد کردیم و دیگر شعار ندادیم با آمریکا نیز‌‌ همان طور برخورد می‌کنیم».

برخی رسانه ها نیز نوشتند که شعار مرگ بر آمریکا جزو شعارهای اصلی انقلاب نبوده و مدتی پس از انقلاب رایج شده است. آنها شعار اصلی انقلاب را استقلال، آزادی جمهوری اسلامی دانستند.

مرگ بر آمریکا و مدافعانش
اما مخالفان هم بی صدا نماندند. در همان زمان رضا اکرمی رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری گفت شعار مرگ بر آمریکا باید ادامه یابد. او حذف شعار مرگ بر امریکا را موکول به رسیدن به رسیدن به نتیجه ای عملی میان ایران و امریکا دانست و گفت: «هنوز توافقی صورت نگرفته که بگوییم این شعار را بدهند یا ندهند» و افزود: « بنده معتقدم شعار را باید بدهند و دولت مردان ما کار خود را دنبال کنند».

اما ماجرا وقتی بالاگرفت که وب سایت اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، بخشی از کتاب صراحت نامه او را که به صورت گفت و گویی با او تنظیم شده منتشر کرد. اکبر هاشمی رفسنجانی در این بخش گفته است که با شعار مرگ دادن مخالف بوده است:« موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم. مثلاً در اجتماعات «مرگ بر بنی‌صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آن چنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آنها را مفید نمی‌دانم». اما آنچه در سخنان او جنجال برانگیخت نقل قولی از آیت الله خمینی بود آقای رفسنجانی از قول اقای خمینی گفت که او با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است.

نمایندگان تندروی مجلس این نقل قول را بی واکنش نگذاشتند. محمداسماعیل کوثری، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس از دستگاه امنیتی و رئیس جمهور خواست «هرچه سریع تر به هاشمی تذکر بدهند و گرنه مردم خودشان وارد صحنه می شوند».

محمددهقان، عضو هیئت رئیسه مجلس نیز گفت:« متاسفانه امروز برخی‌ها بدون هیچ سند و مبنایی یک سری نقل و قول‌های بی‌اعتباری را در سطح جامعه مطرح می‌کنند». و افزود: «متاسفانه این افراد خواسته یا نا‌خواسته به جای منفعت ملی منافع دشمنان را دنبال می‌کنند».

حمید رسایی، نماینده تندروی احمدی نژادی، نیز سخنان آقای رفسنجانی را هدف دار توصیف کرد:«ذکر خاطراتی که هیچ پشتوانه عملی با سیره امام ندارد نه تنها مورد پذیرش مردم و اذهان عمومی قرار نمی‌گیرد بلکه علامت سوالی را در مقابل هاشمی که نقل کننده است قرار می‌دهد که چرا و با چه هدفی این مباحث را مطرح می‌کند».

سرانجام آخرین نفر علی سعیدی نماینده رهبری در سپاه پاسداران بود که سخنان اقای رفسنجانی را بی اساس و بدون سندیت دانست و گفت:«آنچه که مستند به دست خط یا صوت و تصویری از امام نباشد اصلا واقعیت ندارد و در شان و شخصیت کسی نیست که این مطالب را به امام نسبت می‌دهند».

سرنوشت مرگ برآمریکا؟
آنچه مسلم است این که سرنوشت این شعار، حتی درصورت توافق ایران با آمریکا، روشن نیست.
روزنامه بهار می نویسد:« چه بسا از رسانه های رسمی حذف شود ولی در سطح تجمعات غیر رسمی باقی بماند. نکته اساسی اما این است که به رغم ماهیت ضد استعماری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷شعار مرگ بر آمریکا یکی از شعار های اصلی انقلاب نبوده که ترک آن عدول از انقلاب تلقی شود و بیشتر تابعی از تیره شدن و قطع روابط دو کشور بوده است»

روزنامه بهار در اینجا راه حلی در جهت تغییر ادبیات ارائه می دهد. و می نویسد شاید با استفاده از ادبیات رهبری «بتوان به مفهوم قرآنی «استکبار» بازگشت بی این که یک کشور و دولت و جغرافیای خاص منظور باشد».
XS
SM
MD
LG