لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۰۷:۰۹
یادداشت زیر برگردان مقاله تحلیلی پاتریک کلاسون، مدیر پژوهش «موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» است:

لحظه حقیقت فرا می رسد. همه شواهد و قرائن موجود در تهران، حتی پیام هایی که از سوی علی خامنه ای، رهبر ایران ارسال می شوند از تلاش های جدید جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافقی در مورد برنامه اتمی کشور حکایت می کنند. اگر طی چند ماه آینده توافقی به دست نیاید، با توجه به این که این بار فرصت بسیار خوبی فراهم شده است، یافتن زمان و فرصت دیگری دشوار خواهد بود.

با این وجود، بدبینی ها به توانایی حسن روحانی، رئیس جمهوری جدید ایران برای دستیابی به یک توافق به طور قطع موجه هستند. رئیس جمهوری ایران نسبت به رهبر قدرت و اختیارات بسیار محدودتری دارد، به ویژه در زمینه امور امنیتی و سیاست خارجی. اظهارات علنی خامنه ای مملو از ظن و گمان به غرب است. اما به نظر می رسد حتی خامنه ای نیز نشانه هایی از خواست خود برای پایان دادن به بن بست اتمی کشور نشان می دهد. خامنه ای در دیدار روز ١٧ سپتامبر خود با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به «نرمش قهرمانانه» اشاره کرد و گفت «کشتی گیری را فرض کنید که برخی مواقع به دلیل فنی نرمش نشان می دهد، اما او فراموش نمی کند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست».

رهبر ایران به واقع در ارتباط با سیاست ایالات متحده در قبال سوریه از ادبیات تند و گزنده همیشگی خود استفاده نکرد. او در سخنرانی روز ١١ سپتامبر خود گفت اگر (رهبران ایالات متحده) در مورد چشم انداز اخیر خود جدی هستند، این به آن معنا است که مسیر خطای پیشین که طی هفته های گذشته در آن قدم برمی داشتند را تغییر داده اند.

در همین ضمن، آقای روحانی از زمانی که بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده با جدیت درصدد ارتقای وجهه ایران و روابط عمومی اصلاح طلبان داخل ایران و جهان غرب بوده است. او در مصاحبه اخیر خود با شبکه «ان بی سی» گفت برای حل و فصل و دستیابی به توافقی برای پرونده اتمی کشور اختیار تام دارد. او همچنین اخیراٌ با پرزیدنت باراک اوباما نامه رد و بدل کرد، ١١ زندانی سیاسی آزاد شدند و محتاطانه به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورد دخالت در سیاست هشدار داد. او طی سفر هفته اخیر خود در نیویورک فرصتی خواهد داشت تا سردی مناسبات کشورش را به یک فرصت دیپماتیک واقعی بدل کند.

اگر تاریخ سیاسی ایران به درستی شهادت دهد، روحانی فرصت استثنایی در اختیار دارد که فشار تحریم ها را کاهش دهد. سه رئیس جمهوری پیش از او توانستند تا در اولین سال دوره ریاست جمهوری خود و پیش از آن که قدرتشان به تدریج رو به افول بگذارد، تغییراتی در سیاست های ایران اعمال کنند. هر یک از آن ها با برنامه جدی و قوی به مقام ریاست جمهوری رسیدند: آزادسازی اقتصاد هدف دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی بود. محمد خاتمی هدف ایجاد گشایش در فضای فرهنگی کشور را دنبال می کرد. پیام محمود احمدی نژاد هم پوپولیستی بود. هر سه آن ها در ابتدای دوران ریاست جمهوری خود پیشرفت هایی حاصل کردند اما بعدها با مقاومت جدی رهبر روبرو شدند و به ناچار سیاست های آن ها مسیر دیگری را پیمود.

روحانی در مقایسه با روسای جمهور پیش از خود برای اعمال نفوذ واقعی از جایگاه بهتری برخوردار است. او از حمایت گسترده جناح ها و احزاب سیاسی ایران برخوردار است، از جناح های تندرو گرفته تا اصلاح طلبان و هر دو جناح از تحولات سراسر منطقه خاورمیانه درس گرفته اند. جناح های تندرو دریافته اند که «سیاست مقاومتی» دولت پیشین کارساز نبوده است. ثمره مقاومت، اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران بوده است، مقاومت سبب شد بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه در آستانه یک فاجعه قرار بگیرد، مقاومت و حضور حزب الله در سوریه عامل مهمی برای از دست دادن حمایت عمومی گسترده از این گروه بود. آن ها راهبرد روحانی را رویکرد جدیدی برای دستیابی به همان اهداف می بینند و به نظر می رسد برای آزمایش آن تمایل دارند.

اصلاح طلبان ایران با نگاهی به تحولات قاهره و سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر به تلخی احتمال سرنوشت ایران در سال ٢٠٠٩ و حاکمیت آن ها را به یاد آوردند. به عبارت دیگر، مواجهه جدی نظام قدیمی و نیروهای امنیتی که کنترل را در دست داشتند می توانستند به وقوع یک کودتا منتهی شود.

روحانی از حمایت رهبر نیز بهره مفید برده است. با وجودی که انتخاب او به مقام رئیس جمهوری در مقایسه با دو رئیس جمهوری پیش از او شگفت آورتر بود، او با سرعت بسیار گروهی از چهره های عملگرا، هوشمند و همفکر را برگزیده است که بیشتر آن ها از منظر جناح راست و تندروی کشور نیز مورد تایید هستند. او به جای ابراز خشم و غضب، لبخند می زند که منتقدان دولت پیشین را که در معرض لفاظی های اغراق آمیز قرار گرفته بودند، خلع سلاح می کند.

رئیس جمهوری جدید ایران همچون احمدی نژاد لزوماً با همه سر جنگ ندارد، احمدی نژاد در مورد هولوکاست خارجی ها را به خشم می آورد و با نسل جوان ایران بر سر توئیتر جنگ راه می انداخت. روحانی در توئیتر منسوب به او برای عید یهودیان تبریک فرستاد، پیامی که به هدف جلب توجه مردم خارج از کشور ارسال شده بود اما او این پیام را در ادبیات مذهبی آمیخت تا به گروه های تندروی کشور که در پی فرصتی برای انتقاد از او هستند، بهانه ای ندهد.

«امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» کتاب حسن روحانی به گفتگوهای اتمی ایران با قدرتهای اروپایی در سال ٢٠٠٣ و ٢٠٠٤ اشاره می کند که چگونه گزینه های ایران را در حین فشارهای بین المللی حفظ کرده بود و این کتاب در واقع می تواند برای راهبرد کنونی او راهنمایی باشد.

اقدام هوشمندانه خامنه ای،این خواهد بود که به روحانی ماموریت بدهد تا ببیند چه توافق نامه اتمی را می تواند با ایالات متحده عقد کند. از منظر خامنه ای، سناریو برد-برد است: اگر رئیس جمهوری او بتواند یک معامله خوب عقد کند که حق ایران برای گزینه های اتمی را به رسمیت بشناسد، قدم خوبی است. اگر روحانی موفق نشود که توافقی حاصل کند، ایران هنوز چندین ماه برای پیشبرد برنامه اتمی خود فرصت خواهد داشت.

حدس تاثیر تحولات اخیر در سوریه بر ذهنیت و طرز فکر خامنه ای دشوار است. ممکن است او احتمال حمله نظامی ایالات متحده به ایران را اندک تصور کرده باشد و به همین دلیل تردید آشکار ایالات متحده برای اعمال زور علیه سوریه برای خامنه ای تعجب آور نبود. از سویی دیگر، او مدت های طولانی است که اصرار می ورزد که مسئله اتمی ایران فقط برای آمریکا بهانه ای است که به هدف خود برای تغییر رژیم در ایران دست پیدا کند. او همچنین تاکید کرده که نگرانی های به اصلاح بشردوستانه غرب در مورد سوریه، پوششی برای مخفی کردن هدف واقعی یعنی سرنگونی حکومت اسد است. شاید خامنه ای با مشاهده تمایل مشهود باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا برای تمرکز جدی بر کنترل سلاح های کشتار دسته جمعی در محاسبات خود تجدیدنظر کند و نگرانی ها در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور را نادیده بگیرد.

خامنه ای در سخنرانی روز ١٧ سپتامبر به بخشی از کتابی در مورد صلح امام حسن با معاویه اشاره کرد که ٤٠ سال پیش ترجمه کرده بود، پیمانی که خامنه ای روزگاری سوگند خورده بود ایران برای پذیرش آن تحت فشار قرار نخواهد گرفت. این پیمان تحت شرایط بسیار دشواری به دست آمد و امام حسن در مواجهه با حریف قدر در میدان جنگ به ناچار توافق کرد. ثمره این پیمان در بهترین شرایط آمیزه ای از محافظت از میراث امام حسن بود اما امام حسن حکومت بر مسلمین وقت را به معاویه داد و سال ها بعد به دستور معاویه مسموم و کشته شد. اما خامنه ای تصویر زیباتری از معاهده صلح قرن هفدهم ارائه کرد و گفت: «من با آنچه که چرخش قهرمانانه می نامم، موافقم چون چنین رویکردی بسیار خوب است و در شرایط خاصی و تا زمانی که به اصول اولیه مان متعهد بمانیم، لازم خواهد بود».

شاید خامنه ای با ادای نوعی احترام جدید به پیمان امام حسن، به یک حسن دیگر، حسن روحانی پیام می فرستاد که شاید در رویارویی با نیروهای قدرتمندتر نرمی به خرج دهد، حتی اگر ثمره این پیمان آمیزه ای از گزینه های مختلف باشد».
XS
SM
MD
LG