لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۵۵

در آستانه برگزاری دورتازه مذاکرات اتمی ایران با کشورهای موسوم به ۵ + ۱ درکنار سخنان مقام های ایرانی و نمایندگان آمریکا و دیگر کشورهای مذاکره کننده، ابراز نظرها و تحلیل های کارشناسان در باره این مذاکرات، محتوای آن ونقش آن در سرنوشت سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران و خاورمیانه ابعاد بیشتری یافت. هنوز هدف های ایران در این مذاکرات یا آنچه سعید جلیلی "ابتکارهای ایران" نامیده، روشن نیست. در حالی که فریدون عباسی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در سخنان روز دوشنبه خود اشاره ای به تولید اندک "و در حد نیاز" اورانیوم ۲۰ درصدی داشت، اما علی اکبر صالحی وزیر خارجه جمهوری اسلامی هرگونه پیش شرط برای مذاکرات را رد کرد. تحلیل گران این اظهارات متناقض را نشان دهنده وجود اختلافات در درون ساختار قدرت جمهوری اسلامی در مورد شیوه پیش بردن مذاکرات تلقی می کنند.
اما ایران براستی در این مذاکرات، اگر به توافق برسد چه به دست می آورد؟ و آیا مسائل ایران با ۵+۱ با توافقی اتمی حل خواهد شد؟
فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، روز دوشنبه گذشته گفته است:« اما مسئله این است که گروه ۵+۱ تنها مسائل هسته‌ای را در نظر نداشته و این امر تنها یکی از موارد است».

پاتریک کلاوسن ، مدیر بخش خاور نزدیک در موسسه واشنگتن در پایتخت آمریکا وتحلیلگر مسائل ایران و خاورمیانه، یک روز پیش از آغاز مذاکرات اتمی ایران با شش کشور قدرتمند جهان به بررسی خواست های آمریکا از ایران و آنچه از این معامله اتمی نصیب ایران خواهد شد، پرداخته است.

بهره ناچیز اقتصادی

به نوشته کلاوسن اکثر تحریم های آمریکا علیه ایران به دلایلی فراتر از مسئله تسلیحات اتمی بوده است. این تحریم ها به خاطر حمایت دولت ایران از تروریسم و نقض حقوق بشر در ایران بوده است. تحریم بانک مرکزی ایران در ماه فوریه به دلیل برنامه اتمی ایران نبود بلکه آن گونه که در حکم قانونی که به امضای رئیس جمهوری (آمریکا) رسید آمده ، به دلیل "روش های فریب آمیز بانک مرکزی و دیگر بانک های ایران برای انجام معاملات پنهانی و دور زدن تحریم ها و ادامه یافتن خطر اغماض ناپذیر اقدامات ایران برای نظام مالی بین المللی است". حتی در یک توافق همه جانبه اتمی نیز هیچ یک از این مسائل منتفی نخواهد شد.

به نوشته پاتریک کلاوسون، آمریکا معمولا برای برداشتن تحریم ها از کشورهایی که مشمول تحریم بوده اند به صورت تدریجی و گام به گام عمل می کند تا زمانی که یقین کند که تحولات در کشور مورد نظر دائمی و پایدار خواهند بود. پاتریک کلاوسن با اشاره به عدم تمایل کنگره به پایان دادن به تحریم های قانونی که به تصویب رسانده، می نویسد همچنین بسیاری از مجازات هایی که در ابتدا جنبه حکم ریاست جمهوری داشته اند بعدها به قانون تبدیل شده اند، و با آن که برداشتن همان تحریم ها توسط رئیس جمهوری امکان پذیر است اما قانع کردن افکار عمومی برای این کار از نظر سیاسی کاری دشوار است.

کلاوسن می نویسد در عین حال معلوم نیست که تاثیر توافق اتمی بر سرنوشت تحریم های اعمال شده از سوی دیگر کشورها بر ایران چگونه است. بسیاری از تحریم هایی که اتحادیه اروپا علیه ایران و علیه مقام های ایرانی درنظر گرفته به خاطر نقض حقوق بشر بوده است. مسئله حقوق بشر برای اتحادیه اروپا بسیار مهم است و پیش تر آن را درمورد برمه و زیمبابوه نیز به کار گرفته است و تصویر حقوق بشر ایران در چشم اتحادیه اروپا، تصویری زشت و معوج است.

به نوشته کلاوسن، از نقطه نظر تحریم های سازمان ملل نیز به نظر نمی رسد که آمریکا میلی به منقضی شدن قطعنامه های سازمان ملل داشته باشد. زیرا در صورت عدم پایبندی ایران به تعهداتش، انفاذ دوباره آن ها کار بسیار مشکلی است. از همین رو ترجیح با تعلیق تحریم ها به جای حذف آنها خواهد بود.

پاتریک کلاوسن می افزاید حتی اگر به دلیل موفقیت مذاکرات اتمی، تحریم ها از وضعیت جدی خود در آیند، بازهم شرکت های خصوصی علاقه ای به بازگشت به بازار ایران نخواهند داشت. علت خروج بسیاری از شرکت های بین المللی از بازار ایران به خاطر جو ناسالم بازرگانی آن بوده است. حتی در زمانی که تحریم ها در ایران چندان جدی نبود باز ایران سابقه بدی در جلب سرمایه گذاری بین المللی داشت. کلاوسن به جمله معروف کالین پاول در این باب اشاره می کند که می گوید:« سرمایه ترسو است. از فساد و سیاست های نادرست و از جنگ و از غافلگیر شدن می گریزد».

در واقع به نظر کلاوسون دستاورد اقتصادی ایران در این مذاکرات، معاف شدن آن از اعمال تحریم های بیشتر است. تحریم های تازه ای که برای پایان ماه ژوئن (تیرماه) برای ایران در نظر گرفته شده است. این تحریم ها عبارتند از منع فروش نفت به اتحادیه اروپا و احتمالا اعمال مجازات های آمریکا علیه بانک های مرکزی خارجی که به صادرات نفت ایران کمک کنند. به نظر او رسیدن به توافق درمذاکرات، تنها ایران را از آن تحریم ها و مجازات ها معاف خواهد کرد، نه بیشتر. اما در صورت عدم توافق، فشارهای آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهای هم جهت با آنها بیشتر هم خواهد شد.

با این حال به نوشته کلاوسن پرهیز از مجازات های آتی نمی تواند انگیزه ملموسی برای رهبران ایران باشد. به این معنی که توجیه چنین توافقی برای مردم شان کاری دشوار خواهد بود.

ترس های خامنه ای

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار روز ۲۹ ماه مارس با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه اعلام کردکه:« با هر طرح آمریکایی برای سوریه » مخالف است. اکبرهاشمی رفسنجانی، در سخنانی که به نظر کلاوسن نوعی واکنش به این گفته بشمار می رود، در مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین المللی چاپ ایران از نامه ای سخن گفت که به آیت الله خمینی نوشته بوده و در آن هفت نقطه گرهی را در امور ایران تذکر داده که تنها به دست او باز می شده و یکی از آنها رابطه با آمریکا بوده است. او در این مصاحبه گفته است: « بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست.

آمریکا قدرت برتر دنیا است». رئیس جمهوری پیشین ایران و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه می گوید، در این نامه برای آقای خمینی استدلال کرده است که: «مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم، اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.» و سپس می افزاید:« آمریکا ابر قدرت در جهان است برای ما با اروپا چین، و روسیه چه فرقی دارد؟ اگر با آنها مذاکره می کنیم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ مذاکره به معنای تسلیم نیست. مذاکره می کنیم. اگر قبول کردند....» سخنان رفسنجانی توفانی به پا کرد. و هواداران خامنه ای طبق معمول فریاد سر دادند که هیچ رابطه ای با امریکا قابل قبول نیست.

پاتریک کلاوسن می نویسد آقای خامنه ای همواره گفته است که حل مسئله اتمی فایده ای ندارد زیرا به محض یافتن راه حلی برای آن، غرب بهانه ای دیگرـ مثل حقوق بشرـ را پیش می کشد، تا همیشه بتواند بر تهران فشار بیاورد. او هدف اصلی غرب را "متزلزل کردن" و سپس "براندازی" جمهوری اسلامی می داند. مدت هاست که او با هشدار هایش در مورد برنامه غرب برای "براندازی نرم" به سرکوب جوانان، زنان، و روشنفکران پرداخته و اعتراض های میلیونی مردم را در سال ۱۳۸۸ گواهی بر صحت مدعای خود می آورد. نظرگاه سیاسی خامنه ای در این باره آنست که هرگونه پیشنهاد آمریکا در مورد مسئله هسته ای نوعی اسب ترویاست که برای گشودن کشور به روی عقاید غربی و در نهایت بلعیدن جمهوری اسلامی داده می شود. این طرز فکر توجیه می کند که چرا گاه به گاه جمله معروف خمینی را تکرار می کند که:« رابطه ما و آمریکا رابطه گرگ و بره است».

خلاصه آن که تشویق خامنه ای به حل بن بست اتمی امری دشوار است، زیرا گویی از هویج غرب بیش از چماق آن می ترسد. به این معنی که از آنجا که (بدرستی) نفوذ (یا به گفته خامنه ای تهاجم) فرهنگ غربی را خطری برای رژیم می داند با هرگامی – هرچند بی خطر و اساسی ـ که به سوی اعتماد سازی برداشته شود، مانند روابط مردم دو کشور با یکدیگر، مخالفت می کند. از بسیاری از سخنرانی های آقای خامنه ای چنین برمی آید که او از گشایش کشور به جهان خارج بیشترمی ترسد تا از حمله ای نظامی ـ که به نظر او (به غلط)ـ مردم را گرد ارزش های او جمع خواهد آورد.

مخالفت های دائم آقای خامنه ای با هرگونه امتیاز دادن در مذاکرات، که درنظراو به معنای گذاشتن پوست خربزه در زیر پای نظام است، شاخص دیگری است که از مخالفت او با توافق اتمی حکایت دارد. کلاوسن ابراز خوشوقتی می کند که با آن که آقای خامنه ای مهم ترین بازیگر در نظام سیاسی ایران است، اما تنها بازیگر آن نیست و افراد دوراندیش و حسابگری نیز در این صحنه حضور دارند.

از نظر برنامه هسته ای، ایران هسته ای می شود

مهم ترین نفعی که از این توافق هسته ای نصیب ایران خواهد شد، در همان بخش هسته ای قرار دارد. برنامه اتمی ایران اکنون مهم ترین نقطه قوت تبلیغاتی آن شده و تهران مدام لاف از پیش رفت های علمی و فن آوری می زند که جمهوری اسلامی را در مرتبه قدرت های بزرگ جهان قرار می دهد. به دست آوردن موافقت بین المللی با برنامه اتمی برای تهران موفقیت مهمی خواهد بود. گروه ۵ +۱ (پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت بعلاوه آلمان) همواره از برنامه صلح آمیز هسته ای برای ایران حمایت کرده اند. کاندالیزا رایس دردوران وزارتش حتی گفت که در صورت رسیدن به توافق بر سر برنامه اتمی ایران، آمریکا با ایران برای ساختن نیروگاه های برق اتمی همکاری خواهد کرد. سخنی که با سیاست های سختگیرانه بیل کلینتون، رئیس جمهوری سابق آمریکا در مورد احداث نیروگاه بوشهر در اواخر دهه ۹۰ بکلی مغایرت داشت.

بیل کلینتون حتی این امر را به مهم ترین شروطش در مذاکرات با روسیه قرار داده بود. اگرچه آرزوی خانم رایس شاید دست نیافتنی بود، اما صرف پذیرفتن برنامه اتمی ایران برای رهبران این کشور نوعی پیروزی به شمار می رود. و با آن که در قبال آن باید به محدودیت های تعیین شده تسلیم شوند، اما در عین حال از منافع عملی و فوری هم بهره خواهند برد: رسیدن به توافق به معنای پایان دور خرابکاری های فنی و ترور دانشمندان خواهد بود.

به نوشته پاتریک کلاوسن رسیدن به توافقی اتمی با ایران هرقدر هم که همه جانبه باشد، باز اختلافات این کشور با آمریکا و متحدانشبر جای خود باقی ست. مسئله سوریه به تصویر جمهوری اسلامی در جهان عرب سخت لطمه زده و خود دلیل دیگری است بر آن که آمریکا و دیگران اگر با ایران روابط خصمانه نداشته باشند، اما نتوانند به آن اعتماد داشته باشند. ایران اگر بیشتر می خواهد باید بیشتر بدهد.

XS
SM
MD
LG