لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۲۷

آنچه می خوانید، برگردان مقاله ای است از تارنمای شبکۀ تلویزیونی سی.ان.انِ آمریکا، بامحور تحلیل تنش میان ایران و اسرائیل و غرب، و پیامدهای آن.

پیشرفت توانایی موشکی ایران کشورهای حاشیۀ خلیج فارس را برآن داشته که در خصوص ایجاد سیستم دفاع موشکی با یکدیگر همکاری کنند. ایالات متحده نیز در حال ایجاد سپر دفاعی درامتداد شبه جزیرۀ عربی است که از کویت تا عربستان سعودی، بحرین، قطر و امارات متحدۀ عربی را پوشش می دهد.

ایالات متحده ساختار ضدموشکی قدرتمند دریایی دارد و اسرائیل و عربستان سعودی نیز درگذشته برای ایجاد سیستمهای دفاع موشکی سرمایه گذاری کرده اند. عربستان سعودی به تازگی اعلام کرده است که سیستم دفاع موشکی کشورش(موسوم به پَک- سه)، به گونه ای بنیادین روزآمد شده است.

جدیدترین طرح دفاع موشکی اما، طرحی است برای ساختن شبکه ای منطقه ای که کویت، بحرین، قطر و امارات متحدۀ عربی را به شکل شبکۀ اطلاعاتی گسترده تری به یکدیگر پیوند دهد و آنها را به سیستمهایی دفاعی مجهز کند که به گونه ای هماهنگ با نیروهای نظامی آمریکا عمل کند.

معاملات میلیارد دلاری اخیر در این راستا، شامل خرید شصت موشک پَک- سه و انواع گوناگونی از رادار و ایستگاههای کنترل هوایی توسط کویت بوده است. همزمان، ایالات متحده نیز دفاع خود را در پایگاههایش در عربستان سعودی و بحرین(محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا)، تقویت کرده و یک سیستم رادار هوشمند قوی نیز در قطر مستقر کرده است.

بحران سوریه به فوریت این دست تلاشها افزوده است. بشار اسد- رئیس جمهوری آن کشور- تهدید کرده که پاسخ دخالت آمریکا و متحدانش درجنگ داخلی کشورسوریه را با موشک و سلاح شیمیایی خواهد داد.

درحالی که سوریه ممکن است برای برخی کشورهای منطقه خطر تلقی شود، هدف اصلی استقرار سیستمهای دفاع موشکی، قابلیتهای فزایندۀ موشکی ایران؛ از جمله موشکهای شهاب و قدر است.

پنتاگون- وزارت دفاع آمریکا- برآورد کرده است که جمهوری اسلامی تا سه سال دیگر به قدرتی هسته ای بدل خواهد شد و ممکن است به موشکهایی مسلح شود که قابلیت حمل کلاهک هسته ای دارند.

در گرماگرم این تنشها، آغاز جنگ با ایران مایۀ شگفتی نخواهد بود. بسیاری تحلیلگران سیاسی هم اکنون جنگی را در سایه می بینند که ابعادی چون تروریسم، آدم کشی و جنگ سایبری علیه ساختار رایانه ای تأسیسات اتمی نطنز پیدا کرده است.

در پی تهدید ایران مبنی بر بستن تنگۀ هرمز، هرنوع سیستم دفاع موشکی بخشی خواهد بود از جنگی گسترده تر، و پیش بینی سناریوهای گوناگون مقابله با ایران را پیچیده می کند.

تمامی این تدابیر نظامی، در اهداف سیاسی ریشه دارد. تنش فزاینده به سادگی ممکن است به درگیری نظامی منتج شود؛ یا به برگزیدن گزینه هایی دیگر از سوی غرب. نمونۀ گزینه هایی از این دست؛ کوشش برای تغییر نظام جمهوری اسلامی است.

به همان نسبت، برای جمهوری اسلامی نیز، هدف غایی ممکن است نه تنها دوام آوردن در برابر تحریمها و فشارهای غرب، که تلاش برای وارد کردن آسیب اقتصادی به ایالات متحده باشد یا تهدید موجودیت اسرائیل.

به رغم آنکه اسرائیل به قدرتمندترین سیستم دفاع موشکی جهان مجهز است، برخی مقامهای اسرائیلی برآنند که ایرانی اتمی، برای کشورشان خطرآفرین خواهد بود.
گزارشهایی حاکی از آن است که احتمال دارد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا- یعنی تا حدود سه ماه دیگر- فرمان حمله ای بازدارنده به ایران را صادر کند.

مطرح بودن چنین احتمالی، بی تردید دولت اوباما را به کوششهای بازدارندۀ پیگیرتری ترغیب می کند تا از فعلیت یافتن چنین امکان بالقوه ای کاسته شود.

احتمال یکپارچگی و اقدام هماهنگ اسرائیل و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس، ضعیف است.

در این حال، تحولی که طی سال اخیر روی داده، آن است که پنج کشور از شش کشورعضو شورای همکاریهای خلیج فارس (به استثنای عمان)، علیرغم اختلاف تاریخی اهداف وعقایدشان، می کوشند تا با تأسی از الگوی ناتو، با یکدیگر همکاریهایی امنیتی کنند. با این وصف، احتمال همکاری هماهنگ این کشورها با یکدیگر، احتمالی ضعیف است.

هیچ کشوری مشتاق درگیر شدن با ایران نیست. همزمان، اگر تنش بالا گیرد، عملکرد ایران ممکن است بازیگران عرصۀ سیاست جهان را- علیرغم اختلافهایشان- به شیوه ای بی سابقه هم داستان کند.
XS
SM
MD
LG