لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۱۵

برگردان مقاله ای که در نشریه «فارن پالیسی» در خصوص عملکرد سیاسی هوگو چاوز و تاثیر آن بر آمریکای لاتین منتشر شده است.

دو دهه پیش، در پی پایان یافتن جنگ سرد، تحلیلگران سیاسی موقعیت را برای تعامل ایالات متحده و آمریکای لاتین از هر زمان دیگری مناسب تر ارزیابی می کردند.

طرح تجارت آزاد که ابداع جرج بوش پدر بود، مورد استقبال فراوان قرار گرفت و نخستین نشست تاریخی سران کشورهای قاره آمریکا در سال ۱۹۹۴ به دنبال مطرح شدن آن برگزار شد.

این همه اما با روی کار آمدن هوگو چاوز به عنوان رییس جمهوری ونزوئلا متحول شد. دموکراسی لیبرال و تجارت آزاد از زمان روی کار آمدن چاوز، در میان اصول و موازین مورد نظر یا مورد احترام آمریکای لاتین نبود.

به رغم آن که باید از کلی گویی و تعمیم دادن سیاست های ونزوئلا به تمامی کشورهای آمریکای لاتین اجتناب ورزید، این برداشت صحیح است که تمایل کشورهای آمریکای لاتین به توسعه رابطه سیاسی با ایالات متحده از نیمه دهه نود میلادی اندک شد و تعامل میان آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی تحت تاثیر سیاست های چاوز، و لحن گزنده او، از آن هنگام به حداقل رسید.

صراحت لهجه چاوز تا اندازه ای به افزایش اعتماد به نفس کشورهای آمریکای لاتین کمک کرد، اما این، تنها عامل فاصله یافتن ایالات متحده با آمریکای جنوبی نبود. رکود اقتصادی آمریکا، سیاست خارجی پراشکال این کشور، ظهور برزیل به عنوان بازیگر مهم و متنفذ در صحنۀ اقتصاد جهان، و مصمم تر شدن کشورهای آمریکای لاتین به یافتن قدرت سیاسی بیشتر در عرصه بین المللی، از عوامل دیگر فاصله افتادن میان آمریکای جنوبی و شمالی بوده اند.

تحلیلگران سیاسی اما نقش هوگو چاوز را در ایجاد خلل در روابط سیاسی میان کشورهای آمریکای لاتین بیش از نقش وی در متحد کردن آنها علیه ایالات متحده تلقی می کنند. چاوز با الهام از بینش سیاسی قهرمانش، سیمون بولیوار(رهبر برجسته سیاسی قرن ۱۹)، کوشید تا کشورهای آمریکای جنوبی را در قالب فعالیت هایی چون نشست سوسیالیستی موسوم به «گزینۀ بولیواری برای آمریکا» یکپارچه کند، اما سبک و سیاق سیاست های وی، بیش از یکپارچگی، تفرقه افکنی کرد. بخشی از تفرقه و اختلاف نظری که او میان سران کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرد، به سبب آن بود که انگیزۀ چاوز بیش و پیش از هر چیز دیگری، قدرت طلبی خودش بود.

رییس جمهوری ونزوئلا نه تنها به انرژی بی پایان و گفتار وسوسه گرش، بلکه به مبلغ هنگفتی پول تکیه داشت. بخت هم با چاوز یار بود، چرا که بهای نفت طی دوران ریاست جمهوری او از بشکه ای ۱۰ دلار(در سال ۱۹۹۹) به بشکه ای ۱۰۰ دلار(قیمت امروز آن) رسید. در این میان، سال ۲۰۰۸ شاهد اوج افزایش قیمت نفت به بشکه ای ۱۴۵ دلار بود.

رییس جمهوری پیشین ونزوئلا روابط خود را با رهبران ایران، چین و روسیه گسترش داد و به تعمیق روابط اقتصادی خود با دیگر کشورهای منطقه نیز پرداخت. هائیتی در میان کشورهای آمریکای لاتین بود که از این روابط بهرۀ اقتصادی بسیار برد؛ سودی که رقم آن به حدود ۴۰۰ میلیون دلار در سال می رسد. در سال ۲۰۰۵ چاوز این دست همکاری ها را با ایجاد ائتلاف نفتی کارائیب بیشتر توسعه داد. نیکاراگوئه از آن زمان، سالانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار تنها از یارانه ای که از ونزوئلا دریافت کرده، بهره مند شده است. به رغم آن که دستیابی به اعداد و ارقام دقیق در این خصوص دشوار است، در سودآور بودن طرح های اقتصادی چاوز برای اقتصاد کشورهای حوزۀ کارائیب تردیدی وجود ندارد.

یک مورد نگرانی برای این دست کشورها آن است که روشن نیست دولتی که جای دولت چاوز را در ونزوئلا می گیرد، عملکرد مشابهی را درحوزۀ اقتصاد در پیش خواهد گرفت یا نه. چالش های اقتصادی اخیر ونزوئلا نیز به این نگرانی دامن زده است.

رد پای چاوز در نهادهای منطقه ای که طی چند سال اخیر تأسیس و فعال شده اند، محرز است؛ نهادهایی که هیچ یک از آنها همکاری با ایالات متحده و کانادا را در دستور کار خود ندارد.

اما گذشته از نیات چاوز، بی شک عطش او برای به دست گرفتن مهار روزافزون قدرت در منطقه، به فلج شدن دولت خودش انجامید. او الگویی را برای اعمال قدرت اجرا کرد که در هیچ کشور دیگری حتی در حوزه آمریکای لاتین قابل اجرا نیست.
اغلب رهبران کشورهای آمریکای جنوبی الگویی را که لوئیس لولا دا سیلوا، رییس جمهوری برزیل، برای اداره کشورش در پیش گرفت، عملی تر ارزیابی می کنند.

رویکرد چاوز به ویژه برای رویارویی با چالش های اقتصادی در کشورهایی چون پرو و ونزوئلا کاربرد چندانی ندارد، خصوصاً از آن روی که اصولی از قبیل عمل گرایی و تعادل در میان روش های مورد استفاده الگوی چاوز چندان رعایت نشده است.

دشوار بتوان پیش بینی کرد که عنان قدرت را در ونزوئلا چه کسی به دست خواهد گرفت. نیکلاس مادورو، معاون چاوز و جانشین قانونی او در شرایط کنونی، بیشترین بخت را برای تصاحب منصب ریاست جمهوری ونزوئلا دارد، اما دیوسدادو کابلو، رییس مجمع ملی ونزوئلا که از پیروان و هواداران سیاست های هوگو چاوز است، و رافائل رامیرز، مدیر شرکت ملی نفت ونزوئلا (که به دولت تعلق دارد)، هر دو، از کسانی هستند که نامشان به عنوان نامزدهای احتمالی ریاست جمهوری ونزوئلا در محافل سیاسی مطرح شده است.

اپوزیسیون ونزوئلا ضعیف است و از ائتلاف برخوردار نیست. با این وصف، نشانه هایی از قدرت رهبری در عملکرد سیاسی انریکه کاپریلس، رقیب چاوز در انتخابات اکتبر ۲۰۱۲، به چشم می خورد و احتمال آن می رود که وی در آینده به منصبی دست یابد.

فارغ از آن که جانشین چاوز چه کسی باشد، روشن است که نه میراث چاوز، و نه آسیب هایی که عملکرد سیاسی او به کشورش و منطقه اش زده، به آسانی محو نخواهد شد.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG