لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۰۴

شاپور بختیار بعد از ۳۷ سال مبارزه با محمدرضا شاه، به چند شرط از جمله موافقت با انحلال ساواک، نخست وزیری را قبول کرد

سال ۱۳۵۷ در بحبوحه اعتراضات مردم به حکومت، شاه پی در پی نخست وزیرانش را عوض می کرد. پس از آن که از دست شریف امامی و آموزگار و سپس ازهاری کاری برنیامد، به رهبران جبهه ملی که از مخالفان سرشناس حکومت بودند، رو آورد. کریم سنجابی، احمد بنی احمد، مظفر بقایی کرمانی و غلامحسین صدیقی از رهبران و اعضای ارشد جبهه ملی بودند که پیشنهاد نخست وزیری را رد کردند.

محمدرضا شاه در آذرماه ۵۷ دستور آزادی شاپور بختیار از زندان اوین را صادر کرد. در آن زمان بختیار ۶۴ سال داشت. چند روز بعد، شاه برای نخستین بار در کاخ نیاوران با وی ملاقات کرد. در اوایل دیماه و در دومین دیدار، شاه پیشنهاد نخست وزیری را در حالی با بختیار مطرح کرد که واشنگتن هیچ اعتمادی به بقای حکومتش نداشت و به دنبال فردی می گشت که با قبول مسئولیت نخست وزیری، با خروج متحرمانه شاه از کشور موافقت کند. شاپور بختیار به نوشته شاه فرد مورد نظر و مورد اعتماد او نبود:
«با بی‌میلی و اکراه و به خاطر فشار خارجی، با انتصاب بختیار به سمت نخست ‌وزیری موافقت کردم. همیشه او را دوستدار انگلیس و جاسوس پترولیوم انگلیس می‌دانستم. اما بالاخره بعد از دیدار با لرد جرج براون، وزیر امور خارجه وقت انگلیس، تصمیم گرفتم نام بختیار را به عنوان نخست‌ وزیر اعلام کنم، چرا که دیگر برگ برنده‌ای نداشتم.»

شاپور بختیار در شرایطی که دیگر اعضای جبهه ملی پیشنهاد نخست وزیری شاه را رد کرده بودند، به چند شرط، از جمله آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات، و انحلال ساواک، حاضر شد نخست وزیری را بپذیرد. نخست وزیری بختیار شرط دیگری هم داشت که «شاه تنها سلطنت کند، نه حکومت».

شاپور بختیار، فرزند سردار فاتح بختیاری، تحصیل کرده فرانسه، طرفدار دکتر محمد مصدق و عضو ارشد جبهه ملی، از مخالفان سرسخت حکومت محمدرضا شاه پهلوی بود و بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بارها به زندان افتاد.

وی نوه صمصام السطنه بختیاری بود که در دوران احمدشاه قاجار دو بار نخست وزیر شد. پدرش به فرمان رضا شاه پهلوی اعدام شد و پسرعمویش تیمور بختیار، نخستین رئیس ساواک، چند سال پس از عزل، به دست عوامل شاه در عراق ترور شد. سوابق شخصی و خانوادگی او با خاندان پهلوی چنان تیره بود که تصور نمی رفت او و شاه روزی برای توافقی چنین بزرگ – که برای شاه حیاتی هم بود – بر سر یک میز بنشینند. اما جبر تاریخ آن دو را به مصالحه ای کشاند که شاه نجات خود، و بختیار، نجات یک کشور را در آن می دید.

یک سال و نیم پیش از این دیدار، بختیار همراه با داریوش فروهر و کریم سنجابی – دو عضو دیگر شورای مرکزی جبهه ملی – نامه ای سرگشاده به شاه نوشته و از او خواسته بود برای نجات ایران به حکومت استبدادی پایان دهد، آزادی مطبوعات و اجتماعات را برقرار و زندانیان سیاسی را هم آزاد کند.

بختیار هنگام معرفی برنامه کارش، انحلال ساواک را نخستین اولویت دولت خواند. ۵ روز بعد از شروع نخست وزیری وی، شاه همراه خانواده اش ایران را برای سفری بی بازگشت ترک کرد.

پیش از بختیار، جعفر شریف امامی در دو ماه و نیمی که از شهریور تا ۱۳ آبان ۱۳۵۷ نخست وزیری را برعهده داشت، سعی کرده بود شاه را متقاعد کند که ساواک را منحل کند؛ ولی شاه موافقت نکرد. ساواک برای بیش از دو دهه، چشم و گوش شاه بود و علاوه بر توده ای ها و کمونیست ها – که در ابتدا برای دور کردن خطر آن ها تشکیل شده بود –با زبان قدرت هر صدای مخالفی را به سکوت می کشاند.

روی کار آمدن بختیار و شعار انحلال ساواک، همزمان شد با فرار شماری از سران و مقامات ارشد ساواک در معیت یا به دنبال شاه. در آن زمان نه تنها حکومت پهلوی، بلکه سازمان امنیتی کشور هم در آستانه فروپاشی قرار داشت.

روز ۴ بهمن ۵۷، بختیار لایحه انحلال سازمان اطلاعات و امنیت کشور را به مجلس سنا و شورای ملی داد. در روز ۱۸ بهمن – ۶ روز پس از بازگشت آیت الله روح الله خمینی به کشور – وی آن لایحه را به تصویب هر دو مجلس رساند. در آن موقع آیت الله خمینی دولت موقتی را به سرپرستی مهندس مهدی بازرگان تعیین کرده بود.

بعدها مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، سندی را منتشر کرد که ادعا می کند بختیار با تأسیس حساب تازه‌ای برای ساواک نزدیک بانک سپه موافقت کرده است؛ و به این ترتیب قصد بازسازی سازمان امنیت را در چارچوبی جدید داشته است.

آزادی زندانیان سیاسی
قبل از تصمیم به انحلال ساواک توسط بختیار، در طول دوسال آخر رژیم شاه، به تدریج شماری از زندانیان سیاسی – از گروههای مذهبی و مارکسیستی و روحانیون – تحت عنوان ایجاد فضای باز سیاسی آزاد شده بودند. در شهریور ۵۷، با روی کار آمدن شریف امامی ۲۶۱ زندانی آزاد شدند. آزادسازی زندانیان در ماههای بعد هم ادامه داشت. در مرحله بعد در در آبان ماه ۱۳۵۷، ۱۱۲۶ تن از زندانیان سیاسی آزاد شدند. در میان آنها آیت الله منتظری و آیت الله طالقانی، ۸ توده‌ای که از سال ۱۳۳۴ در زندان بودند، مسعود رجوی و شماری از اعضای سازمان های چریکی و مارکسیستی دیده می شدند. آیت الله طالقانی و مسعود رجوی بلافاصله پس از آزادی در تظاهراتی که در دانشگاه تهران برگزار شده بود حضور یافتند. اندکی پیش از تاسوعا و عاشورای سال انقلاب، ۴۷۰ زندانی سیاسی دیگر آزاد شدند.

در مدت کوتاهی بعد از پیروزی انقلاب، زندان های سیاسی یک بار دیگر پر از مخالفان رژیم جدید شد. برخی از زندانیان جدید، از زندانیان و شکنجه شدگان رژیم گذشته بودند.
XS
SM
MD
LG