لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۱۳

یکی از خونبار ترین عرصه های این نبرد، عرصه فرهنگی – اجتماعی، و بیشترین قربانیان آن، از همان آغاز، زنان بوده است. اما اگر در آغاز این نبرد، حقوق زنان یکی از سلاح هایی بود در دست تجدد خواهان تا باآن در برابر سنت گرایان قد علم کنند و حجاب و عقب افتادگی و خرافات پرستی و بیسوادی و نادانی زنان ایرانی را به عنوان نیمی از جمعیت ایران و در قیاس با زنان اروپایی به رخ سنتی ها بکشند، اما رفته رفته زنان خود پرچم مبارزه را به دست گرفتند و با قناعت نکردن به خواست های آموزش و کشف حجاب پا از دایره بدن خود بیرون نهادند، خواست های برابری طلبانه سیاسی (حق رای و مشارکت سیاسی) و فرهنگی (قوانین برابر) را مطرح کردند و کوشیدند با نوشتن از خود و دیگران (از روزنامه نگاری و شرح حال نویسی تا داستان نویسی) از وضعیت پیش از تاریخی خود به درآیند و به عنوان شهروندان آزاد جامعه مدرن وارد تاریخ شوند.

هرجا که پای آزادی های زنان به عنوان شهروندان برابر حقوق با مردان پیش آمده است، سنت در پشت صخره متصلب و متحجر مردسالاری( عامل زمینی) و مذهب( عنصر الهی) پا فشرده و در برابر آن مقاومت کرده است. اما مقوله حقوق زنان که هم جنس و هم جهت با حقوق بشر است، زیرا خواهان برابری انسان ها ست، و از بشر نشئت و نیرو گرفته است نه از آسمان، هم نهاد مردسالاری را متزلزل می کند و هم پایه های مذهب فقاهتی و حکومتی را به لرزه در می آورد.

جمهوری اسلامی همچنان که از نامش بر می آید مجموعه ای از تناقض های ذاتی و صوری است. رویکرد این حکومت با زنان نیز از همان آغاز تناقض آمیز بوده است. از یک سو می خواهد زنان را به درون خانه ها براند و از سوی دیگر آنان را به معرکه ها و میدان هایش می خواند. آن گاه که نفعش اقتضا می کند پردگیان و خانه نشینان و مطبخیان و محجبه گان را به عرصه عمومی می خواند و آنان را در صحنه های عمومی به نمایش عام می گذارد، اما پس از پایان نمایش می خواهد به عرصه حرم باز گردند و از آنان توقع تمکین و تبعیت دارد و می خواهد در خانه چشم بسته و گوش به فرمان مرد، و در جامعه و در برابر قوانین جنس دومی باشند. غافل از آن که با باز شدن پای این زنان به عرصه عمومی واقعی- از خیابان تا دانشگاه، و به عرصه عمومی مجازی- اینترنت، چشم و گوش آنها هم باز می شود و خواست ها و توقع های تازه پیدا می کنند . با حق خود آشنا می شوند. دم از حقوق برابر می زنند. تناقض های تازه پیش می آید و جبهه های تازه نبرد گشوده می شود. دختران تن به ازدواج های ناف بریده و اجباری نمی دهند و زورگویی و خشونت مردان خانواده را تاب نمی آورند.

در صد دانشجویان دختر از پسران پیشی می گیرد، آمار طلاق بالا می رود، درصد ازدواج دختران پایین می آید، ارکان خانواده ی سنتی و گسترده ی قبیله ای به هم می ریزد، معضل دختران فراری شکل می گیرد، خشونت و قتل های ناموسی افزایش می یابد، و به موازات آن پدیده نوی قتل های سریالی زنان و دختران و شوهر کشی بروز می کند. همچنان که در کتاب فاجعه خاموش، آمده، وقتی عامل جهانی شدن اقتصاد و رشد شتابان را که سبب مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها و تبدیل آنان به جماعت حاشیه نشین شده به این عوامل فرهنگی بیفزاییم، می توانیم دریابیم که چرا آمار قتل های ناموسی در دوران جمهوری اسلامی رشدی گسترده داشته است.

XS
SM
MD
LG