لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۳۲

جغرافیا جایگاه خود را در سیاست بین المللی باز می یابد


می خواهید دلیل احساس ناامنی سیاسی رهبران روسیه، یا موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریم های غرب را بفهمید؟ رابرت کپلن می گوید بهترین نقطه شروع مراجعه به نقشه است

می خواهید دلیل احساس ناامنی سیاسی رهبران روسیه، یا موضعگیری جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریم های غرب را بفهمید؟ رابرت کپلن می گوید بهترین نقطه شروع مراجعه به نقشه است

برای درک مناقشات امروز جهان، اقتصاد و تکنولوژی را فراموش کنید و به جای آن، نگاه دقیقی به نقشه جغرافی بیندازید.

رابرت د. کپلن، تحلیلگر جغرافی در مؤسسه جاسوسی جهانی استراتفور، در وال استریت ژورنال نوشته است اگر می خواهید بدانید که روسیه، چین یا ایران در آینده چه می کنند، روزنامه هایشان را نخوانید، یا نپرسید که جاسوس های ما چه چیز تازه ای درباره آنها کشف کرده اند؛ فقط از یک نقشه کمک بگیرید. موقعیت جغرافیایی یک کشور می تواند همان قدر راجع به هدف های دولتش به شما اطلاعات بدهد که شوراهای مخفی.

به نوشته وال استریت ژورنال آنچه که اساساً تحولات یک کشور را تبیین می کند، فراتر از ایدئولوژی یا سیاست داخلی، موقعیت آن کشور روی نقشه است. نقشه، واقعیت های کلیدی تاریخ، فرهنگ و منابع طبیعی را نشان می دهد. مثلا برای این که معنای خیزش های خاورمیانه یا گذار سیاسی پرآشوب در چین را به درستی درک کنید، نگاهی به نقشه جغرافیا بیندازید.

به نوشته آقای کپلن، جغرافی به مثابه راهی برای تشریح سیاست جهان، ظاهراً تحت الشعاع اقتصاد، پدیده جهانی شدن، و ارتباطات الکترونیکی قرار گرفته است. درواقع، کسانی که به سیاست خارجی به چشم فرصتی برای دگرگون کردن و بهتر کردن جهان می نگرند، توجه به جغرافیا را با جبری گرایی و «دست سرنوشت» یکی می دانند؛ چه تصور اشتباهی!

کپلن می نویسد این حرفی بیهوده است. نخبگانی که افکار عمومی جامعه را شکل می دهند، ممکن است بتوانند اقیانوس ها و قاره ها را در چند ساعت طی کنند، و بتوانند با خونسردی بگویند که زمین زیرپایشان «صاف» است. با این همه، نباید فراموش کنیم که فضای سایبری و بازارهای مالی حد و مرز نمی شناسد؛ اما رشته کوههای کارپات، اروپای مرکزی را از شبه جزیره بالکان جدا می کند، و به همین خاطر، دو الگوی بسیار متفاوت توسعه در منطقه دیده می شود. یا، کوههای هیمالیا دیواره بلندی است که دو تمدن کاملاً متمایز هند و چین را از یکدیگر جدا می کند.

کپلن می گوید هیچ می دانید چرا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه، درست مثل تزارها و کمیسرهای قبل از خودش به مناطق حائل در اروپای شرقی و قفقاز چشم طمع دارد؟ چون روسیه هنوز هم همان سرزمین بزرگ و قاره ای است که توسط کوهها و رودخانه ها حفاظت نمی شود. نئو امپریالیسم آقای پوتین بازگوکننده عدم امنیت جغرافیایی عمیق کشورش است.

در ادامه مطلب آمده است دهه پس از یازدهم سپتامبر 2001 را درنظر بگیرید: بدون توجه به کوهها و صحراهای افغانستان و عراق نمی توان رویدادهای این یک دهه را درک کرد. کوههای هندوکش شمال افغانستان را – که جمعیت آن بیشتر تاجیک و ازبک است – از بخش های جنوبی و شرقی – که پشتوها ساکنان اصلی آن اند – جدا می کند. طالبان، سنی های افراطگرایی از قماش القاعده هستند، که در روزهای پیش از یازدهم سپتامبر، به آنها پناه دادند؛ اما طالبان بیش از آن، عضو جنبش ملی پشتوها – یعنی نهضتی است که محصول تقسیم جغرافیایی خشن افغانستان است.

همانطور که به طرف شرق می رویم، از فلات های مرتفع افغانستان می گذریم و به دره مه گرفته رود سند (ایندوس) در پاکستان می رسیم. اما تغییرات زمین آنقدر تدریجی است که افغانستان و پاکستان به جای آنکه توسط مرزهای بین المللی از هم جدا شود، در کنار هم بخشی از دنیای هند و اسلامی را تشکیل می دهد. از دیدگاه جغرافیایی، این تصور که دیپلماسی یا فعالیت های نظامی آمریکا به تنهایی می تواند این دو سرزمین را – با پیوندها و روابط دیرینه شان – از یکدیگر جدا کند، و دو کشور با عملکرد خوب بسازد، ساده دلانه به نظر می رسد.

نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز مانورهای نظامی برگزار می کند، و فرمانده نیروی دریایی نسبت به بستن تنگه هرمز هشدار می دهد

نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز مانورهای نظامی برگزار می کند، و فرمانده نیروی دریایی نسبت به بستن تنگه هرمز هشدار می دهد



نویسنده ادامه می دهد که آمریکا هم از این نوع تحلیل جغرافیایی مستثنی نیست. چرا ما قدرت برتر دنیا هستیم؟ مردم آمریکا دوست دارند فکر کنند که به خاطر آنها آمریکا قدرت برتر دنیاست. ولی به نظر آقای کپلن یک دلیل عمده برتری آمریکا، سرزمینی است که در آن زندگی می کنند: آخرین نقطه سرشار از منابع در منطقه معتدل که اروپائیان در عصر روشنگری در آن اسکان یافتند، سرزمینی که بیش از مجموع دیگر نقاط دنیا راههای آبی قابل کشتیرانی دارد؛ از دو سو در حفاظت اقیانوس ها، و از شمال در حفاظت کانادا و قطب شمال است.

و اما مسأله ایران، که از انقلاب 1357 سیاستمداران آمریکایی را به خشم آورده است. ایالات متحده تمایل دارد به این که قدرت ایران را در چارچوب ایدئولوژیک بنگرد. اما امتیازات جغرافیایی بی نظیر ایران را نباید از نظر دور داشت.

کشور ایران در فلات خشک، کویری و نابارور ایران واقع است – دژ طبیعی و وسیعی که میان دو منطقه نقت خیز خاورمیانه یعنی دریای خزر و خلیج فارس فاصله انداخته است. به علاوه، همه راهها از جانب غربی فلات ایران به عراق و کشورهای همسایه آن می رسد. همینطور از شرق و شمال فلات ایران، راههای زیادی به آسیای مرکزی می رسد:جمهوری های اتحاد شوروی سابق – که ایران این روزها دست اندرکار احداث جاده ها و خطوط لوله نفتی در آن است.

ایران در موقعیت جغرافیایی مناسبی برای سلطه بر عراق و غرب افغانستان واقع شده؛ و در حال حاضر از این موقعیت به خوبی بهره برداری می کند. خط ساحلی ایران در تنگه هرمز بسیار طولانی است: 1356 مایل دریایی. و خورهایی دارد که جان می دهد برای پنهان کردن قایق های مورد استفاده در حملات انتحاری. اما در صورت حضور نیروی دریایی آمریکا، وجود این خورها به ایران کمک می کند تا بر خلیج فارس تسلط کامل داشته باشد. ایران همچنین 300 مایل از حریم دریای عرب را – در جنوب دریای عمان – در اختیار دارد. این پهنه آبی در آینده برای دسترسی کشورهای آسیای مرکزی به آبهای بین المللی اهمیت حیاتی دارد. هند در توسعه بندر چاه بهار در منطقه بلوچستان ایران به آن کشور کمک فراوانی کرده، و این بندر روزی به میدان های نفت و گاز حوضه دریای خزر متصل خواهد شد.

ایران در خاورمیانه بزرگ، کشور محوری است؛ و برای آمریکا بسیار حیاتی است که با دولت ایران به سازش برسد. نیاکان رژیم آیت الله ها مادها، پارتها، هخامنشیان و ساسانیان باستان بوده اند که گستره حکومتشان از بیابان های سوریه تا شبه قاره هند را دربر می گرفت.

اما یک فرق اساسی میان حکومت آیت الله ها با پیشینیانش وجود دارد: شبه امپراتوری امروز ایران بر پایه حکومت وحشت و سرکوب مذهبی بنا شده، که هر دو این عوامل از جاذبه آن کشور می کاهد، و حکومتش را نهایتاً به سقوط می کشاند. از سوی دیگر، کثرت گرایی از ایران رخت بربسته و جای خود را به مطلق گرایی داده است. غرب باید بیش از متوقف کردن برنامه هسته ای ایران، به یک استراتژی کلی برای تغییر رژیم در آن کشور بیندیشد.

آقای کپلن می نویسد پیش از آن که بتوانیم بر جغرافیا غالب شویم، باید به آن دقیقاً توجه و رجوع کنیم. نخبگان سیاست خارجی ما آنچنان شیفته ایده های زیبا هستند که واقعیت های قابل لمس و تفاوت های فرهنگی ناشی از این واقعیت ها را نمی بینند. برای آن که موفق به درک دنیای امروز شویم، نخست باید محدودیت ها را مورد توجه قرار دهیم، یعنی این که باید به نقشه جغرافی دقیق شویم. فقط در این صورت است که می توانیم راه حل های عالی پیدا کنیم. هنر سیاستمداری عبارت است از انجام ممکن ها بدون عبور از خط قرمز.
XS
SM
MD
LG