لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۱۵:۵۲

بی معنایی «خط قرمز» اسراییل برای ایران


برگردان مقاله ای نوشتۀ فرید زکریا، که در روزنامۀ واشنگتن پست منتشر شده، در خصوص احتمال اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، و موضع آمریکا

در جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، نشانه هایی از نزدیک بودن جنگی دیگر در خاورمیانه به چشم می خورد. این هفته، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، علناً ایالات متحده را سرزنش کرد و گفت که آمریکا خط قرمز روشنی برای برنامۀ اتمی ایران تعیین نمی کند.

اسرائیل قصد کرده که طی شش تا نه ماه آینده به تأسیسات هسته ای ایران حمله کند؛ مگر آنکه اتفاق خاصی مانع از این اقدام شود.

لحن اسرائیل طی سال گذشته در جهت آن بوده که جامعۀ جهانی را به اقدامی قاطع و فوری علیه ایران متقاعد کند. شاید همین لحن بوده که سبب شده تحریمهای بین المللی علیه ایران و انزوای آن کشور به گونۀ بی سابقه ای افزایش یابد.

ماه گذشته، یکی از سیاستمداران اسرائیلی که گفته می شود اهود باراک، وزیر دفاع آن کشور بوده، بدون ذکر نامش، طی گفت و گویی با روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص گفت که اسرائیل نمی تواند برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران منتظر آمریکا بماند.

دولت اوباما ائتلافی جهان علیه ایران ایجاد کرده و گزنده ترین تحریمهای ممکن را علیه ایران اعمال کرده است. همزمان، دولت ایالات متحده با اسرائیل در بالاترین سطح ممکن همکاری کرده و گفته که از اقدام نظامی به عنوان راه حل نهایی علیه ایران استفاده خواهد کرد. با این همه، اسرائیل خواهان آن است که دولت اوباما تعهد بدهد که در صورت تخطی ایران از خطوط قرمزی که به زعم اسرائیل باید تعیین شود، با ایران وارد جنگ شود؛ تعهدی که هیچ کشوری زیر بار آن نخواهد رفت.

این همه در حالی است که اسرائیل، خود «خطوط قرمزِ» ایران را از دید خود روشن نکرده و از فعالیت یا اقدامی خاص در راستای غنی سازی نام نبرده که دست زدن به آن، معادل عبور از خط قرمز تلقی شود. دلیل آن هم روشن است؛ چنین اقدامی گزینه های اسرائیل را محدود خواهد کرد و حرکتهای آن کشور را برای ایران قابل پیش بینی می کند. پرسش آن است که اگر اسرائیل این راه را برنگزیده، چرا انتظار دارد آمریکا غیر از این عمل کند؟

از سوی دیگر، در اسرائیل نیز میان دولتمردان و سیاستمداران، همفکری و یکپارچگی به چشم نمی خورد و نشانه هایی نیز حاکی از آن است که اکثریتی قاطع از نتانیاهو حمایت نمی کنند.

بسیاری از اسرائیلیان- به ویژه در بدنۀ نظامی و دفاعی آن کشور- متوجه آن هستند که حملۀ آن کشور به ایران، برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی را نابود نمی کند، بلکه به ثمر رسیدن آن را به تأخیر می اندازد.

کولین کال در میان تحلیلگران شناخته شده ای است که معتقد است حملۀ سال 1981 اسرائیل به عراق، عزم صدام حسین را برای ساختن سلاح هسته ای جزم کرد؛ تا آنجا که شتاب تکمیل ساخت این سلاحها، سبب شگفتی گروهی از بازرسان سازمان ملل شد که در سال 1991 و به دنبال جنگ خلیج فارس، به عراق رفتند تا از تأسیسات هسته ای آن کشور بازدید کنند.

برنامۀ هسته ای ایران درمیان شمار بسیاری از سیاستمداران ایرانی، محبوب است. میرحسین موسوی حمایت خود را از آن اعلام کرده و محمود احمدی نژاد را به سبب پذیرفتن عقب نشینی در فعالیتهای هسته ای در واکنش به خواستۀ غرب، مورد انتقاد قرار داده است. حملۀ احتمالی اسرائیل به ایران، برنامۀ هسته ای ایران را در میان ایرانیان محبوبتر خواهد کرد و ممکن است رژیم تهران را نیز قوی تر کند و جایگاه مردمی محکم تری به آن بدهد.

دیوید سَنگِر- روزنامه نگار باسابقۀ نیویورک تایمز- در کتاب تازۀ خود می نویسد که در صورت درگرفتن جنگی با ایران، آمریکا باید از تأسیسات نفتی عربستان سعودی در برابر حمله های ایران دفاع کند، جنگ به سمتی دیگر کشیده می شود و ابعادی گسترده تر می یابد. درنهایت هم، هیچ کس پیروز نخواهد شد.

دولت اوباما می کوشد اسرائیل را از اقدام نظامی علیه ایران منصرف کند. اما در این راه، باید مراقب باشد که خود را گرفتار بن بستی نکند که راهی به غیر از اقدام نظامی باقی نگذارد.

پیش از درگیر شدن در جنگی دیگر در خاورمیانه، این مسئله باید در محافل سیاسی و ملی آمریکا به بحث گذاشته شود.
XS
SM
MD
LG