لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۴۲
یادداشت زیر ترجمه ای از مقاله توماس فریدمن است که در شماره روز ۱۱ دسامبر نشریه نیویورک تایمز چاپ شده است:

این روزها زمانی که بر فراز دریای مدیترانه پرواز می کنید، شاهد چه تصویری روی زمین هستید؟ در شمال، اتحادیه اروپا را می بینید، یک نظام کشورداری اروپایی در ورای محدودیت های ملی و ملیتی که دچار شکاف و گسستگی شده است. در جنوب، سیستم حکومتی کشورهای عرب را می بینید که شکاف برداشته است. ترکیب دلسرد کننده ای است. همه این عوامل دلیل های جدی برای ایالات متحده هستند تا به شرایط اقتصادی کشور سر و سامان بدهد و بار دیگر به نماد و الگوی ثبات جهانی بدل شود، چون هراس من از آن است که وضعیت جهان عرب در آن سوی دریای مدیترانه رو به وخامت بگذارد. مصر که همچون لنگر استوار و ثبات سراسر جهان عرب بود، در درگیری و نزاع داخلی طولانی و سرازیری خطرناکی قدم گذاشته است، مگر این که محمد مرسی و جنبش اخوان المسلمین با مخالفان روزافزون او شیوه ای برای همزیستی بیابند.

اگر مصر و سوریه هر دو به طور همزمان دچار آشفتگی و آشوب باشند، کل این منطقه بی ثبات خواهد شد. به همین دلیل است که روی یک تابلو در جاده مسیر اهرام نوشته شده است: «خدامصر را نجات دهد».

من که شاهد بودم یک بانوی خبرنگار جوان و با حجاب مصری به دلیل رفتار آزاردهنده و استبدادی با یک مقام اخوان المسلمین رو در رو شده بود، می توانم به شما اطمینان بدهم که درگیری های این کشور، بین گروه مذهبی تر مصر و مصری هایی که تمایلات مذهبی کمتری دارند، نیست. آنچه که صدها هزار تن از مردم مصر را بار دیگر به خیابان های این کشور کشانده است و تعداد زیادی از آن ها حتی برای اولین بار در تظاهرات شرکت می کنند، هراس از بازگشت نظام استبدادی به مصر تحت لوای اسلام است. جنگ واقعی در مصر خواست مردم برای رسیدن به آزادی است، جنگ بر سر مذهب نیست.

تصمیم یک جانبه محمد مرسی برای صدور فرمانی که او را از نظارت نظام قضایی مصون خواهد کرد (او از آن زمان تاکنون به دلیل اعتراض های عمومی بیشتر مفاد این حکم را لغو کرده است) و سپس شتاب او برای تکمیل (پیش نویس) یک قانون اساسی جدید که عیب و نقص بسیاری دارد و درخواست از مردم برای شرکت در همه پرسی ملی در مورد این قانون اساسی در روز شنبه، در حالی که هیچ گفتگوی عمومی و علنی کافی در مورد این پیش نویس صورت نگرفته است، به هراس ها در مورد چشم انداز استقرار یک حکومت استبدادی و جانشین شدن حکومت سلطه جوی حسنی مبارک با حاکمیت اخوان المسلمین دامن زده است.

مرسی و رهبران اخوان المسلمین از جمله آخرین گروه هایی بودند که در انقلاب سال ۲۰۱۱ در میدان تحریر به مردم پیوستند، انقلابی که به شش دهه حاکمیت نظامی در این کشور پایان داد. و به این دلیل که اخوان فقط به سوء استفاده از انقلاب برای دستیابی به اهداف و منافع خود می اندیشید، تا حد زیادی خواست عمیق مردم برای دستیابی به آزادی و به ویژه نقش جوانان برای متحقق کردن همه پتانسیل هایشان که همچون یک کوه آتشفشان در میدان تحریر فوران کرد را دست کم گرفته بود. اخوان باید می دانست که این خواست عمیق، هنوز باقی است و کمرنگ نشده است.

هر کس از من می پرسید که در انقلاب اصلی مصر در میدان تحریر شاهد چه تحولی بودم، به آن ها پاسخ می دادم من ببری را دیدم که پس از شصت سال زندگی در یک قفس پنج در هشت، آزاد شده بود. درباره این ببر به سه مورد می توانم اشاره کنم: ۱- این ببر هرگز به قفس باز نخواهد گشت. ۲- نباید سعی کرد برای اهداف کم اهمیت و یا حزبی و جناحی خود سوار این ببر شد، چون این ببر فقط به سراسر مصر خدمات می کند. ۳- ببر فقط گوشت می خورد. این ببر به مدت شصت سال با غذای نامناسب و با دروغ و ریا تغذیه شده است، بنابراین دوباره سعی نکنید بار دیگر او را با همان غذا سیر کنید.

مسئله اول این است که ارتش مصر قدرت این ببر را دست کم گرفت و سعی کرد تا بار دیگر آن را به قفس بازگرداند. حالا هم اخوان المسلین دوباره در تلاش هستند تا آن را به قفس بازگردانند. احمد حسن ۲۶ ساله یکی از مخالفان در انقلاب اول در میدان تحریر است. او ساکن محله فقیرنشین شوبره الخیمه است که مادرش در آن سبزیجات می فروخت. او به من گفت «همه ما امید داشتیم که مرسی فردی باشد که رویاهای ما را متحقق کند و مصر را در مسیر مورد نظر ما قرار دهد. مشکل این است که او نه تنها رویای ما را متحقق نکرده است، بلکه در مسیری خلاف آن قدم برمی دارد ... آن ها رویای ما را بردند و آرمان های خود را جایگزین آن کردند. من مسلمان هستم، اما با فکر و ذهن خودم می اندیشم. اما (اخوان المسلمین) از بالا دستور می گیرند ... نیمی از قلب من شکسته است، چون می دانم که ما در مرحله ای قدم می گذاریم که احتمال دارد حمام خون به راه بیفتد، اما نیمی از وجود من خوشحال است، چون مردمی که قبلاً کاملاً بی تفاوت بودند، امروز بیدار شده اند و به ما پیوسته اند».

من فکر می کنم نظر او انعکاس دهنده دیدگاه تعداد زیادی از هم نسلی هایش باشد.

پیش نویس قانون اساسی جدید مرسی چه اشکالی دارد؟ این قانون اساسی در ظاهر شبیه قوانین طالبان نیست. در حالی که دیدگاه اسلام گرایان در این پیش نویس غالب است، اما فقها نیز در تدوین آن دخیل بوده اند. مونا زلفیکار، وکیل و کارشناس قانون اساسی می گوید با وجودی که این پیش نویس قانون اساسی به حقوق ابتدایی (مردم) احترام می گذارد اما متاسفانه در آن تاکید شده است که این حقوق باید بر اساس ارزشهای مذهبی مبهم، اجتماعی و اخلاقی متعادل شوند، ارزش هایی که برخی از آن ها براساس آموزه های مقامات روحانی کشور تعریف خواهند شد. او می گوید بهره گیری از این زبان نقاط ضعفی پدید می آورد که قضات محافظه کار می توانند با سوء استفاده از آن ها «حقوق زنان، آزادی مذهب، آزادی عقیده و بیان و حقوق کودک»، به ویژه دختران جوان را به شدت محدود کنند. دکتر برامبرگ، کارشناس امور خاورمیانه «موسسه صلح» در ایالات متحده می گوید پیش نویس قانون اساسی می تواند «آزادی بیان را ضمانت کند، برای آزادی بعد از بیان ضمانتی وجود ندارد».

تظاهرات خیابانی گسترده و خشمگین مردم مصر به طرفداری و در مخالفت با قانون اساسی به من یک واقعیت را نشان می دهند: اگر این اعتراض ها از جانب مرسی مسدود شوند، مصر بنیان دموکراسی جدید خود را بر یک گسل عمیق بنا خواهد کرد. این دموکراسی هرگز باثبات نخواهد بود. مصر هزاران سال قدمت دارد. اصلاح قانون اساسی جدید شش ماه دیگر طول می کشد.

خداوند نمی تواند مصر را نجات دهد. مصر فقط زمانی نجات پیدا می کند که مخالفان به این واقعیت اذعان کنند که اخوان المسلمین در یک انتخابات سالم و عادلانه برگزیده شده است، بنابراین مخالفان باید در برابر افراط و تفریط مقاومت کنند اما تحریم ( و یا رویای کودتا) چاره کار نیست؛ بلکه مطرح کردن ایده های بهتر برای جلب توجه عموم مردم به حمایت از مخالفان راهبرد موثرتری است. مصر فقط زمانی نجات خواهد یافت که مرسی به این واقعیت احترام بگذارد که انتخابات به معنای آن نیست که برنده بر همه امور تسلط دارد و حرف آخر را خواهد زد، به ویژه در جامعه ای که هنوز در حال تعریف هویت جدید خود است؛ مرسی باید از قدرت طلبی دست بردارد و اجازه دهد مردم قدرت را به او اعطا کنند. در غیر این صورت همه امور در سراشیبی سقوط قرار خواهند گرفت.
XS
SM
MD
LG