لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۱۸

آلبوم تازه داریوش، «دنیای این روزای من»، آینه ای است انعکاس دهنده احساسات و آرزوهای خاموش یک ملت


آلبوم تازه داریوش، «دنیای این روزای من»، آینه ای است انعکاس دهنده احساسات و آرزوهای خاموش یک ملت

داریوش اقبالی خواننده ای است که چه در سال های نوجوانی و آغاز کارهای هنری در ایران و چه در طول سه دهه گذشته در تبعید و زندگی در خارج ازکشور، یکی ازهنرمندان تاثیر گذار برجامعه، سیاست و افکار نسل جوان بوده است.

داریوش هم چون بسیاری از هنرمندان در کشورهای دیگر، نقشی فعال در حمایت از جهت های فکری و خواست های مردم خود و ملتی در حال جنب و جوش برای رسیدن به آزادی و دمکراسی داشته است و هر چند از دور دستی بر این آتش داشته اما همواره انعکاس دهنده صداهای آزادیخواهانه مردم ایران بوده است و هنر و امکانات خود را در اختیار جنبش ها و خواست های ملتی در حال پیشروی و خواهان شرایط بهترگذاشته است.

«دنیای این روزهای من» تازه ترین آلبوم داریوش است که باری دیگر با سرمایه شخصی این خواننده و به صورت مستقل منتشر شده و به زودی روی سایت اینترنتی او در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت. داریوش در مورد این آلبوم می گوید: «هنوز به بازار نیامده سر و صدایش همه چا پیچیده. همه جا از این مجموعه پر از پیام می گویند و من فکر می کنم مجموعه ای است ماندگار و بحث انگیر که حتی شاید الگویی برای بسیاری ازهمکاران نیز خواهد بود.»

داریوش با اشاره به دلواپسی ها و نا امیدی هایی که در دنیای امروز، چه در داخل و چه درخارج از کشور وجود دارد و با تاکید بر دلهره هایی که این حس برای مردم به وجود آورده است از بازگو کردن واقعیت ها می گوید و این که چگونه پیام این آلبوم تازه درواقع انعکاس دردها و فریادهای همه آن عزیزانی است که زیر بار ستم و دیکتاتوری ایستادگی کرده اند و برای حق خود جنگیده اند: «به نظر من هر هنرمند هدفمندی می تواند جنبشی را جهانی کند. می تواند بازتابی از فریاد ستم دیدگان جهان باشد و با انعکاس آن به هیجان و قدرت حرکت های یک ملت نیرو ببخشد. هر کدام از ما با شناختی که از توانایی های فردی خود داریم می توانیم نقش موثری در عرصه دادخواهی برای هم نوعانمان ایفا کنیم. این تلفیق و این به هم پیوستن توانایی های فردی ماست که می تواند به وجود آورنده عظمت و توانایی های جمعی ما شود.»

داریوش انتخاب عنوان آلبوم تازه خود را به این صورت توجیه می کند: «دنیای این روزهای من دنیای این روزهای همه ماست. مایی که در پیله های تنهایی خود در انتظار یک روزنه کوچک برای رسیدن به فرداییم. اما من معتقدم این پیله ها را باید شکافت. آینده چیزی است که ما با دست های خود آن را می سازیم و کسی آن را برای ما به ارث نمی گذارد. خوشبختی ملت و وطن ما در استفاده از تجربه های دیروز، قدرت یابی امروز و امید به فردا نهفته است.»

با این همه سفر داریوش در خط زمانه ای که هنر او در آن بارور شده سفری متعهد بوده است. سفری که از یک صدای دلنشین آغاز و از دنیای شکننده هنر به مرزهای بی ترحم سیاست و نهایتا به قلب جنبش های ریشه دار مردمی راه یافته است. به این صورت است که داریوش توانسته در مدتی بیش از چهار دهه در اوج محبوبیت و معروفیت هنری باقی بماند.

داریوش می گوید: «کارنامه فعالیت های هنری من همیشه تلفیقی از احساسات و هدف های من بوده است. هر وقت ترانه ای را برای خواندن انتخاب کرده ام، ملودی و کلام آن حتما پیامی داشته و در نتیجه اثر عمیقی بر من گذاشته است. به این صورت کارهای من همیشه به صورتی انعکاسی از نگرش، احساسات، شخصیت و اهداف من بوده است. ترانه هایی که خوانده ام تداوم و خط مشی مخصوص به خودشان را دارند. چهل سال است که این مسیر در اصالت و هدفمندی خود باقی مانده است. پیام ها، پیام هایی واقعی بوده و سخن ها لحظه ای نبوده اند.»

برای داریوش، خواندن چیزی بیشتر از فقط خواندن بوده است. چیزی مثل نفس کشیدن: «خواندن، نفس کشیدن و زندگی در میان هم میهنانم برای من هدیه ای بوده است که از یک حرمت انسانی و اصالت والا برخوردار است. شاید به همین دلیل است که من همیشه خودم را در مقابل آن ها مسئول و موظف دانسته ام. همیشه قطب نمایی در دست داشته ام که چه در فعالیت های هنری و چه در فعالیت های اجتماعی راهنمای اهدافم بوده است. موسیقی و ترانه به نظر من الفبای تار و پود انسان است. برای همین هم همیشه تلاشم این بوده است که فعالیت های هنری ام آینه فریاد هم میهنانم و بازتابی از حقایق تلخ و شیرین سرزمینم ایران باشد. زبانی که به مراتب گویا تر از صحبت و گفتگوست. با این تفاوت که در یک دورانی با کلام شاعران زبان فریادها و احساسات هم میهنانم بوده ام و امروز با آثاری چون خون بازی و ترانه های آلبوم «دنیای این روزای من» که در آن بدون واسطه و با کلام خود مردم و شاعران درون کشور با آن ها و با فریادشان هم صدا می شوم.»

داریوش معتقد است که هیچ ایدئولوژی نباید پیوندهای موجود میان انسان ها را از هم بگسلد و بر این باور است که هیچ قدرتی مانند قدرت عشق نمی تواند انسان ها را توانمند کند: «می گویند هنر نردبانی است به سوی بام حقیقت به شرطی که آن نردبان تکیه بر دیوار ایمان داشته باشد. ایمان به قدرت عشق. ایمان به حقانیت ملت ایران. ایمان به توانایی فردی یکایک مردم این ملت. ایمان به این مسئله که واقعا می توان راهی یافت و حتما می توان راهی ساخت است که امروز مرا بیش از همیشه مصمم کرده است تا راهی را که در دنیای هنر و فعالیت های اجتماعی ام آغاز کرده ام با علاقه و پشتکار بیشتری ادامه دهم.»

داریوش در ادامه این سخنان، خود را برخاسته از میان همان مردم خواند: «همیشه تلاشم این بوده است که قاصد صدای جوانان پرشور سرزمینم باشم. جوانانی که صدای حق خواهی آنان زیر باران اسارت، شکنجه و چپاول دارایی های ملی و دیگر بیدادهایی که تیشه به ریشه آن ها می زند سرکوب شده است. تاریخ ملت ما گواه بر این نکته است که شاید عناصر قدرت طلب خواست های تاریخی ملت ما را موقتا به تعویق انداخته باشند اما در طولانی مدت هرگز نمی توانند مانع تحقق این خواست ها شوند. دیکتاتورها می آیند و می روند. ظلم همیشه وجود داشته و هست. این که ما چگونه از فراز و نشیب ها و شکست ها و پیروزی هایمان درس بگیریم حائز اهمیت است. سال گذشته در سمینار بنیاد آینه در دانشگاه لس آنجلس یادآور شدم که دنیا به خاطر وجود دیکتاتورها و ظالمین و کسانی که در مقابل ظلم و ستم سکوت می کنند به جای خطرناکی تبدیل شده است...پس یاران، منشینیم خموش...»

XS
SM
MD
LG