لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۰۷
از: مئیر جاودانفر (Bloomberg)

آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران، این روزها دلمشغولی های زیادی دارد، بخصوص در مورد مرغ.
افزایش بهای کالاهای خوراکی موجب چنان نگرانی در میان مقامات ایرانی شده، که ماه گذشته اسماعیل احمدی مقدم رئیس پلیس ایران از ایستگاه های های تلویزیونی مملکت خواست صحنه های مرغ خوردن را نشان ندهند . او نگران آن بود که نمایش این صحنه ها، موجب بروز آشوب های اجتماعی شود.
خامنه ای قدرتمندترین مرد ایران است، اما می داند که باید چاره ای برای بحران مرغ بیندیشد. او باید راه حلی برای این مشکل بیابد، و مثل همه سیاستمداران، باید کسی را مسئول این وضع معرفی کند.
هیچ کدام از راه هائی که پیش پای خامنه ای هست، جذاب نیست. در زمینه های دیگر هم همین گونه است. کشور او هرچه بیشتر به انزوای بین المللی و مشکلات اقتصادی کشیده می شود. علت آن هم اصرار بر ادامه برنامه تهیه سوخت اتمی است که با وجود انکار ایران، بقیه دنیا اعتقاد دارد برای تولید سلاح اتمی طرح ریزی شده است.
رهبر معظم مثلاً می تواند تحریم های آمریکا و اروپا را برای بازداشتن ایران از برنامه سوخت اتمی اش برای افزایش بهای مرغ – که از سال گذشته سه برابر شده – ملامت کند. اما این امر هم در انظار غربیان و هم در چشم ایرانیان معمولی، به معنای پذیرفتن آن است،که تحریم ها تأثیر زیادی دارد. چیزی که رژیم مذبوحانه می کوشد از آن جلوگیری کند.
مقامات ایرانی رسانه های خبری را آموزش داده اند که درباره تاثیر تحریم ها بر اقتصاد مملکت بحثی نکنند.
یک راه دیگر آن است که محمود احمدی نژاد را ملامت کند، اما این هم ممکن است کمانه کند، زیرا خامنه ای زمانی حامی اصلی رئیس جمهوری بود. رهبر معظم بود که به احمدی نژاد اجازه داد برنامه اصلاحات یارانه ها را که عامل اصلی تورم بوده است، به اجرا بگذارد.
گریز از انزوای بین المللی هم برای خامنه ای آسان تر از این ها نیست، چه از نظر مسأله اتمی و چه به لحاظ آشوب ها در سوریه، مهم ترین متحد ایران در منطقه.
یک راه که پیش پای خامنه ای است، آن است که، پیش از آن که دیر شود، دست از حمایت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه بردارد. این به معنای به گور سپردن یک متحد به هنگام نیاز است، آن هم در زمانی که اسد هنوز بخت مختصری برای باقی ماندن در قدرت دارد. هنوز بعید نیست یک رژیم سنی که مهری از جمهوری اسلامی بر دل نداشته باشد، در دمشق به قدرت برسد، و رها کردن اسد در این حیص و بیص می تواند به اعتبار ایران در میان دوستانش در منطقه لطمه بزند. اگر اسد در هنگام سختی نتواند روی خامنه ای حساب کند، حسن نصرالله رهبر حزب الله چگونه می تواند؟
خامنه ای همچنین می تواند در مورد برنامه اتمی برای جلوگیری از فشار بیشتر حاصل از تحریم ها در مورد برنامه اتمی کوتاه بیاید. اما این هم مستلزم آن است که ایران از اصرار در داشتن حق غنی سازی اورانیوم صرفنظر کند. واین به معنای یک شکست آشکار برای دولت است.
بر اساس سخنانی که خامنه ای ماه گذشته گفت، او گمان می کند که می تواند در برابر تحریم ها مقاومت کند. خامنه ای گفته بود:«در دراز مدت، ادامه تحریم ها به سود غرب نیست.»
منطق این پافشاری بر این اعتقاد استوار است که زمانی که ایران به یک قدرت منطقه ای اتمی تبدیل شود، رقبائی چون عربستان سعودی، آمریکا و اروپا احتمالاً چاره ای نخواهند داشت جز آن که بر اساس شرایط ایران با این کشور رفتار کنند. اما این راه هم خطرهای خودش را دارد: داشتن بمب اتمی ممکن است رژیم را منزوی تر کند و در معرض سیاست های خصمانه بیش از پیش منطقه ای و کشورهای غربی قرار دهد.
بهای تحریم ها
رهبر معظم بی گمان می داند که خطر بزرگ این هست که او دچار اشتباه محاسبه شود و زمان نه به سود او ، بلکه به سود آمریکا و متحدانش باشد. تحریم ها، به دلیل دخالت سعودی ها و آهسته شدن روند اقتصاد جهان، موجب تحقق بیم افزایش جهانی نفت نشده است. برعکس، خسارت کنونی تحریم ها برای ایران، ۱۳۳ میلیون دلار در روز است. این به معنای از دست رفتن حدود ده درصد تولید ناخالص ملی در سال است. تولید روزانه نفت ایران به یک میلیون و دویست هزار بشکه ، یا ۵۲ درصد ظرفیت صدور، کاهش یافته است.
یک راه دیگر برای آن که خامنه ای بتواند موقعیت حکومت را هم در داخل کشور و هم در برابر فشار خارجی تقویت کند آن است که سعی کند با فساد و سوء مدیریت مشهود در اقتصاد برخورد کند. اما در این مورد هم انتخاب های خامنه ای محدود است. اگر او به مبارزه ای واقعی با فساد دست بزند، ممکن است حامیان حیاتی خود را به دشمن تبدیل کند. وفاداری بسیاری از مهره های رژیم به این بستگی دارد که بتوانند آزادانه سود ببرند. خامنه ای همچنین به آسانی نمی تواند از راه اصلاحات سیاسی، سوپاپ اطمینانی برای خشم همگانی بوجود آورد – به عقیده او مخالفانش هرحرکتی برای گشودن رژیم را نشانه ضعف تلقی خواهند کرد.
احمدی نژاد حتی پیش از اعلام آخرین تحریم های شدیدتر اروپا و آمریکا ، سرگرم ویران کردن اقتصاد کشور بود. به همین دلیل از هنگام نخستین انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۵ ، دو رئیس بانک مرکزی استعفا داده اند. گشاده دستی های عوام پسندانه او سطح تورم وبیکاری را بالا برده است.
سیاست اصلاحات نظام یارانه ها مثال خوبی است. بر اساس آن برنامه ، احمدی نژاد حمایت دولتی از برخی کالاها و صنایع را کاهش داد، اما بعد برای جبران، شروع به پخش پول نقد کرد. این امر موجب افزایش نقدینگی و نرخ تورم شد. در همان حال، دولت او نتوانست پول حاصل از کاهش یارانه ها را سرمایه گذازی کند و به تولید لطمه زد. صنعت مرغداری یک نمونه خوب این امر است. «علی لاریجانی» رئیس مجلس گفت مرغداران ایران هشت ماه پیش در مورد کمبود خوراک مرغ ها هشدار داده بودند. با این حال دولت هیچ کار در آن مورد انجام نداد.
با افزایش تأثیر تحریم ها، اقتصاد ایران اکنون با یکی از جدی ترین بحران های خود از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹ روبروست و تقریباً هیچ نشانه بهبودی هم برایش به چشم نمی خورد. هفته گذشته، دولت آمریکا تحریم های بیشتری، از جمله در مورد بانک های چینی و عراقی که در ایران فعالیت می کنند اعلام کرد تا حلقه را تنگ تر کند. دو روز بعد کنگره آمریکا رأی به اقدامات تحریمی بیشتر علیه ایران داد.
اگر راه حلی یافت نشود، بهائی که ایران دارد برای لجبازی خود می پردازد، ممکن است برنامه سوخت اتمی ایران را به خطری بزرگتر برای بقای رژیم ایران تبدیل کند تا برای کشور اسرائیل.
چالش خامنه ای آن است که پیش از آن که پر و بالش در فضا پراکنده شود، مفری برای خروج از این بن بست پیدا کند.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG