لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۵ | ۵ دسامبر ۲۰۱۶ | ایران ۰۱:۵۲

قصه کیوجو کوچولو از یک تصادف آغاز شد؛ زمانی که پلیس پیکر بی جان یک کانگوروی ماده را در صحنه تصادفی در شهر دور افتاده "کیو" در غرب استرالیا پیدا کرد و متوجه بچه کانگورویی شد که در کیسه مادر پنهان شده است.

اسکات میسون، یکی از مأموران پلیس که در زمینه نگهداری از حیوانات تجربه دارد لباسش را به شکل کیسه درآورد و کانگوروی قرمز کوچک را در آن گذاشت تا احساس غریبی نکند.

او نامش را "کیوجو" گذاشت و شش ماه از او مراقبت کرد.

تصاویر کیوجو در حال شیرخوردن، خوابیدن و اولین جهش هایش در رسانه های استرالیا و شبکه های اجتماعی سر و صدا کرد.

خبر نجات و رشد یک بچه کانگوروی زیبا در میان خبرهای نه چندان خوشایندی که هر روز در رسانه ها منتشر می شود، همچون نور امیدی در دل مردم تابید و کیوجو را تبدیل به چهره ای محبوب کرد.

اما یک روز آرام آفتابی هنگامی که کیوجو با سرخوشی کنار پدرش مشغول بازی و جست و خیر بود ، عقابی با سرعت نزدیک شد، او را به منقار گرفت و پرید.

اسکات که می دانست عقاب ها نمی توانند مسیری طولانی را به این شکل پرواز کنند، به دنبال او دوید و متوجه شد عقاب می خواهد کیوجو را با عقابی دیگر شریک شود.

اسکات میسون آنها را پر داد و کیوجو را که جراحتهایی بر سر و سینه اش وارد شده بود به خانه برد.

کانگوروی محبوب مردم استرالیا دوباره به زندگی بازگشت.

حالا زخمهایش هم بهبود یافته و او آماده است تا فصل تازه ای را در زندگی آغاز کند.
کیوجو سرانجام پدرش اسکات را ترک می کند تا به دامان طبیعت بازگردد، جایی که خطر همیشه در کمین است اما او می تواند یک زندگی طبیعی را تجربه کند.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG