لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵ ایران ۲۱:۲۰

سال ها پیش از هشت ازدواجی که بخشی از وقایع زندگی الیزابت تیلور را رقم می زند، این ستاره معروف هالیوود در زمانی که ۱۷ سال بیشتر نداشت، نامه هایی را روی کاغذ صورتی با جوهر بنفش برای اولین نامزد خود نوشته است که با این عنوان آغاز می شود «به عزیرترین عزیرانم».

الیزابت در تاریخ ششم ماه مه ۱۹۴۹ خطاب به نخستین عشق زندگی خود «ویلیام پاولی» می نویسد: «هرگز نمی دانستم می توان به این صورت عاشق شد. این قدر کامل و به رشد رسیده! تا امروز هیچکس را به اندازه یک سوم تو هم دوست نداشته و بعد از این هم نخواهم داشت (یعنی از این جهت خیالت راحت باشد که پس از تو هیچکس دیگر را هیچوقت…هیچوقت دوست نخواهم داشت. همین و بس.)

تیلور که هفته گذشته درسن ۷۹ سالگی درگذشت، در آن زمان و چند ماه پیش از نخستین ازدواجش با «پاولی» نامزد بود و بیش از ۶۰ عدد از نامه های عاشقانه ای که بین ماه های مارس تا اکتبر همان سال برای او نوشته است توسط حراجی «آر آر» RR در شهر آمهرست در ایالت «نیوهمپشایر» به فروش گذاشته خواهد شد. این حراجی دو سال پیش نامه های الیزابت تیلور را از ویلیام پاولی که درحال حاضر در فلوریدا زندگی می کند خریداری کرده است.

این نامه های هرگز منتشرنشده، گوشه ای از افکار و احساسات الیزابت تیلور ستاره نوجوانی را که در آن زمان در حال تغییر و تحول بود به نمایش می گذارد.

الیزابت در این نامه ها گاه از اضافه وزن خود شکایت دارد: «همینطور که اینجا نشسته ام و این نامه را برای تو می نویسم مشغول خوردن همه شکلات های یک جعبه بزرگ هستم. اما واقعا باید جلوی خودم را بگیرم و از این همه پرخوری خودداری کنم.»

در همین نامه الیزابت تیلور از امتحانات آخر سال مدرسه سخن برده است و درباره دو فیلمی که به تازگی در آن مشغول به بازی است صحبت کرده است. از «مکانی در آفتاب» و اینکه چقدر کارگردان آن را دوست دارد و از فیلمی به نام «خماری بزرگ» که او آن را فیلمی عذاب آور و کارگردان آن را غیرقابل تحمل می خواند.

اما بیش از هرچیز دیگر، الیزابت در این نامه ها درباره خود «پاولی» صحبت می کند که پسر ۲۲ ساله سفیر سابق آمریکا در برزیل است و با هیجان از او می خواهد که عشق او را باور کند و به او قول می دهد که این عشق ابدی است: «قلبم از این همه عشق به درد آمده است و وقتی به تو فکر می کنم می خواهم گریه کنم. می خواهم با تو باشم و توی چشم های آبی زیبای تو نگاه کنم و لب های شیرینت را ببوسم و می خواهم که مرا با بازوان قوی ات در آغوش بگیری…هرچه نزدیک و نزدیک تر. می خواهم همیشه و همیشه معشوق من باشی. حتی هفتاد و پنج سال بعد از ازدواجمان و داشتن یک دوجین بچه و ده ها نوه و نتیجه بازهم می خواهم معشوق من باشی.»

XS
SM
MD
LG