لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۰۶

در غلبه نيرو های نظامی آمريکا شک نکنيد - 2003-04-01


جيم مک دانا، واشنگتن پست، اول آوريل

با گسترش بيشتر کارزار نظامی در عراق، گفتگو های جانبی در اين مورد نيز افزايش يافته : اينکه کمبود نيرو برای چنين جبهه گسترده ای وجود دارد، قدرت آتش کافی نيست، تعداد نفرات رزمی در حد لازم نيست. تصوير نيرو های ائتلاف در حالت قدرت ناکافی و از آن بدتر، در مواجه با تعداد بيشتر نيرو های سرسخت عراقی، ديگر از موضوعات عامه پسند روز شده است.

با تغيير و تحول تکنولوژی، شرايط جنگی نيز تغيير می کند، اما ارکان اساسی قدرت رزمی فراتر از زمان می رود و فرقی با دورانی نکرده که يونانی ها و رومی های باستان از دجله و فُرات گذشتند. اگر بطور ساده بخواهيم بگوئيم، قدرت رزمی، حاصل جمع کُل توانايی های يک نيرو برای حرکت، برای ضربه زدن و برای حفاظت از خود به نسبت همين توانايی ها در دشمن است.

به زبان نظامی، توانايی مانور، بکارگيری قدرت آتش و دفاع از خود در مقابل تحرکات مشابه در نيرو های دشمن.

در همه اين عرصه ها، نيرو های ائتلاف برتری و غلبه دارند، بخصوص در سطح عمليلت جنگی. در عرض چند روز توانستيم با همه نيروی خود به دروازه بغداد برسيم و ساعت به ساعت بر تعداد اين نطرو ها افزوده می شود. از همان ابتدا، کنترل کامل آسمان در اختيار ما بوده است، از زمين و هوا آزادانه می توانيم حمله کنيم، آزادانه در آب های عراق و در اکثر خاک آن کشور حرکت می کنيم.

هدف های حمله را با دقت باورنکردنی سرسوزن انتخاب می کنيم، با هر ميزان و سطح خسارت که بخواهيم وارد آوريم. در مقابل، دشمن فقط با خطر کردن عظيم می تواند حرکت کند و مجبور است در بين جمعيت غيرنظامی مخفی شود يا منتظر شرايط جوی حاد بنشيند، و تازه در آن موقع نيز صرفاً در کمترين سطح تاکتيکی می تواند عمل کند.

توان ضربه زدن دشمن، تقريباً صفر بوده و به اسلحه کوچک و انفجار های تروريستی يا وحشی گری بربر منشانه با متوسل شدن به جنايات جنگی عليه اسرا و هموطنانش تقليل يافته است.

هر چند هنوز امکان استفاده دشمن از سلاح های شيميايی و ميکربی وجود دارد، اما کارآيی عملياتی چنين سلاح هايی زير سوآل است.

دفاع عراق از خود، کاملاً مفعولانه و با رفتن به عمق سنگر های زير زمينی و سپر گرفتن پشت شهروندان عادی عراق صورت می گيرد. نيروی جنگی عراق اگر حرکت کند، در معرض انهدام است و اگر در جای خود بماند، خطر انهدامش حتی بيشتر می شود. اما هر چند توانايی مانور، قدرت آتش و دفاع، مکمل يکديگرند، آنچه به اين عوامل نيرو می بخشد، توان رهبری به ترکيب درست و به اندازه اين عوامل است.

اگر بخواهيم فرمول رياضی برای عمليات نظامی بنويسيم: ارکان قدرت رزمی جمع زده می شود، ليکن حاصل جمع اين ارکان بايد در توان رهبری برای استفاده از آنها ضرب شود. وقتی توان رهبری بطرف صفر متمايل می شود (که جهت حرکتی رژيم صدام است) کل ميزان قدرت رزمی نيز بطرف صفر حرکت می کند، قطع نظر از وزنه ارکان بطور مجزا.

اجازه ندهيم که ميل به پيروزی سريع باعث شتابکاری در پيروزی شود که حتمی است، و بهايی بيش از حد برای بُرد امروز نپردازيم در گرفتن نتيجه ای که دير يا زود دارد اما به اصطلاح سوخت و سوز ندارد.

نويسنده مقاله، سرهنگ بازنشسته ارتش آمريکا و از تهيه کنندگان اصلی دکترين جنگی ارتش در دهه نود ميلادی بود

XS
SM
MD
LG