لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۵۱

درغیبت یک انگیزه - روز یکصد و پنجاهم



این دوشنبه که بیاید، بیستم جولای ۲۰۰۹، چهلمین سالگرد اولین گام بشر بر کره ماه فرا میرسد، اما تصور نمی کنم با آنچنان تشریفات و سروصدایی که باید و شاید.

چهل سال پیش، من هم همراه با نسلی که مشکلات زمینی را تمام شده و یا در حال تمام شدن میدانست و چشم بر افلاک دوخته بود تا وسعت کهکشان ها را بنگرد و گذر بر این پهنه بیکران را از عالم خیال به واقعیت نزدیک سازد، همین صحنه، صحنه پاگذاردن «نیل آرمسترانگ» را بر سطح ماه میدیدم و چهره فراموش نشدنی گوینده تلویزیون ایران را که از هیجان موهای خود را گرفته بود و می کشید. انسان آن روزها رویایی را جسته و گریخته دیده بود و گذر از رویا تا واقعیت را آنچنان سنگین و سخت تصور نمی کرد.

قرار بود ماه اولین گام باشد و گام های بعد از سیارات منظومه شمسی شروع و به سفرهای خیال انگیزتری باندازه ابعاد تصورات انسان برسد که معلوم نبود تا کجا امتداد دارد.

آنچه باعث شد تا آمریکا در فاصله ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲ شش بار بر خاک ماه بنشیند اما انگار در ذهن سیاستمداران انگیزه اش نه آنچنان که ما می پنداشتیم بلکه پیش افتادن و سبقت از رقیبی بود به نام «اتحاد جماهیر شوروی» که با پرتاب اولین ماهواره مصنوعی سرنشین دار و ثبت نام یوری گاگارین، بنام اولین فضانوردی که در مدار زمین چرخیده است، ولوله در جامعه غرب و در آمریکا انداخت که حاضر نبود در این عرصه که پای «حیثیت» دو نظام سرمایه داری و کمونیستی در میان بود از قافله عقب نماند.

بنابراین اهرم حرکت دهنده این حرکت عظیم و راه تسخیر فضا، اگر کلاهمان را قاضی کنیم بر خلاف تصور نسل ما، پیش از آن که انگیزه های علمی باشد انگیزه های سیاسی بود. و آن گاه که رقیب یعنی شوروی در زمینه اکتشافات فضایی از همان ماهواره سرنشین دار فراتر نرفت و آمریکای در ماه نشسته هرچه پشت سرش را نگاه کرد نشانی از رقیب ندید، باز سیاست بر علم چیره شد و پرونده سفرهای فضایی ماورا مدار زمین از سال ۱۹۷۲ بسته شد و بسته ماند.

در همین ایام بودجه سازمان فضایی ناسا به بهانه های وضعیت اقتصادی و کسادی و جنگ و غیره شدیداً کاهش پیدا کرد و «ناسا» در لاک خود فرو رفت و حداقل در زمینه پرواز انسان به فضا از حد مدار زمین بالاتر نرفت. در عوض تا دلتان بخواهد بر هزینه ها و بودجه نظامی افزوده شد.

نسل مانده در رویای آن زمان هم اندک اندک به جای غور در رویای فضا به تفکر و اندیشه درمورد کابوس تروریسم و فقر و جنگ پرداخت. اینک چهل سال بعد اما این سئوال در برابر بشریت قرار گرفته که آیا باید به طور کلی از خیر سفرهای فضایی گذشت؟ آیا اولویت هایی که در این چند دهه برای جنگ و تروریسم اینک نیز رکود اقتصادی قائل شده اند، اصولاً اجازه بلندپروازی که سهل است، حرکتی پیش رونده به برنامه های فضایی می دهد؟

برای بسیاری و از جمله خود ناسا نیز روشن نیست که در دنیای امروز چگونه هدفی را باید پیش روی جامعه بگذارد که آن را حاضر برای قبول پرداخت هزینه های فضایی کند.

مثلاً وقتی ناسا می گوید دوباره به ماه برگردیم، بلافاصله صدای بسیاری بلند می شود که بعد از ۴۰ سال دوباره به ماه برگردیم ؟

انگار که ما تمامی این چهل سال را در ماه گذرانده و آن را زیر و رو کرده ایم. در حالی که مجموعاً حضور انسان بر کره ماه در طول شش سفر فضایی پروژه آپولو، چیزی حدود ۱۳ ساعت بوده است.

آیا این سیزده ساعت حضور بر ماه ما را از هرچه دانستنی در مورد ماه است بی نیاز می کند؟ آیا ما دیگر همه چیزمان درمورد ماه تکمیل شده است؟

مسئله فی الواقع همچنان مثل همان دوران پیش است، یعنی بدون حضور یک رقیب و یک انگیزه سیاسی انگار هیچ جامعه ای حتی جامعه ای پویا و پیشرونده مثل آمریکا نیز مشکل از جای خود بر می خیزد و گامی و راهی تازه را تجربه می کند.

آنچه ناسا باید به عنوان چالش بزرگ پیش روی دانشمندان خود گذارد آنست که انگیزه ای جلوی این جامعه سخت گیر و مشکل پسند گذارد که حاضر به پرداخت هزینه ای گردد که سودش را در آینده نزدیک احیاناً خواهد دید.

XS
SM
MD
LG