لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۵۵

خودکشی پسر سیلویا پلات، تکرار یک تراژدی


نیکلاس پلات، پسر سیلویا پلات، نویسنده و شاعر معروف آمریکایی که در سال ۱۹۶۳ دست به خودکشی زد، در ۴۶ سالگی ، چهل سال پس از آن که مادرخوانده او نیز دست به خودکشی زد خود را خانه مسکونی خود در ایالت آلاسکا حلق آویز کرد.

نیکلاس هیوز که هرگز ازدواج نکرده و فرزندی نداشت، از بیماری افسردگی شدید رنج می برد. او یک دانشمند و بیولوژیست علوم تکاملی بود و بیش از ۱۰ سال از زندگی خود را به پژوهش و تحقیقات در دانشگاه ایالتی آلاسکا در فیربنکز گذراند اما یک سال پیش از این از این شغل استعفا داد. با این حال هیوز تا همین اواخر هنوز به هم بخشی های خود به پروژه مطالعات روی ماهی های معروف به کینگ سالمون ادامه می داد.

پس از واقعه خودکشی سیلویا پلات، شاعری که در معروف ترین کتاب خود به نام «بل جار» ( یک شرح حال نامه )، زندگی و شیوه مرگ خود را در قالب زندگی شخصیت خیالی کتاب به رشته تحریر درآورده است ، همسر او « تد هیوز»، شاعر انگلیسی و داستان نویس کودکان کوشید تا دو فرزند خود نیکلاس و فریدا را از گزند عاقبتی شبیه به مادر حفاظت کند.

هیوز تا مدت ها جزئیات مربوط به مرگ مادر را از فرزندان خود پنهان نگاه داشت و آخرین نوشته های سیلویا پلات را نیز به همراه کتاب خاطرات روزانه او سوزاند و از بین برد. این عمل در آن زمان به شدت مورد انتقاد و اعتراض جوامع ادبی و طرفداران سیلویا پلات قرار گرفت.

ادوارد (تد) هیوز، تا اواخرعمر و تا تاریخ نوشتن اشعار مجموعه « نامه تولد» از شرح وقایع ازدواج نافرجام خود با سیلویا پلات خود داری کرد اما در سال ۱۹۹۸ چند ماهی پیش از مرگ به سبب ابتلا به بیماری سرطان ، در نامه ای به نیکلاس نوشت: « چیزهایی را که من در طول زندگی از خودم و از دیگران پنهان نگه داشته ام در حقیقت چیزهایی است که تو نمی خواستی بدانی.

هجوم افکار درهم ریخته و گیج کننده ای که اثرات عمیقی در زندگی، روح و مغز من باقی گذاشت و بی تردید اثراتی به مراتب بدتر بر روی تو داشته است اما همه این ها واقعیت هایی است که با ید بپذیری و با آن کنار بیایی.»

اما در حقیقت نیکلاس هیوز اهل علم و دانش بود و نه نامه و کلام. او تنها عضو خانواده بود که از شعر و شاعری سررشته ای نداشت. فریدا هیوز خواهر بزرگ تر او که به کار نویسندگی اشتغال دارد در یک اطلاعیه خبری در لندن «تاثرات عمیق» خود را از واقعه مرگ برادر ابراز کرد و او را « فردی دوست داشتنی و دوستی خوب خواند که علیرغم یک زندگی پرحادثه و دردناک، همواره معصومیت و شور و اشتیاق خود را برای انجام پروژه های مثبت حفظ می کرد:« نیکلاس عشق عمیقی به مطالعه بر روی زندگی حیوانات آب زی داشت و زندگی خود را وقف مطالعات درباره این موجودات کرده بود. »

نیکلاس هیوز از دانشگاه آکسفورد فارغ التحصیل شده بود و دکترای خود را پس از مهاجرت به آمریکا از دانشگاه آلاسکا دریافت کرده بود.

کوین شابرگ، یکی از دانشجویان سابق کلاس بوم شناسی دانشگاه می گوید: «داستان زندگی نیکلاس هیوز و مرگ فاجعه آمیز مادر شاعره او بین دانشجویان دهان به دهان می گشت اما هیچ گاه در مقابل او صحبتی از آن به میان نمی آمد.»

مارک ویپفیلد یکی از هم کاران و از دوستان نزدیک هیوز در قسمت پژوهش و تحقیقات اقیانوسیه دانشگاه آلاسکا می گوید: « نیکلاس هرگز از مادر خودش به من چیزی نمی گفت، در عوض همیشه از پدرش که بعضی مواقع برای دیدار از پسرش به آلاسکا می آمد با عشق و علاقه صحبت می کرد.»

هیوز ۹ ماهه بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند و هنوز کودک خردسالی بود که مادرش در فوریه ۱۹۶۳ با باز کردن لوله گاز خانگی در آپارتمانی در لندن در حالی که فرزندانش در اطاقی دیگر خوابیده بودند دست به خودکشی زد. چندماه پیش از این واقعه، سیلویا پلات خطاب به نیکلاس نوشته بود: « تو آن معجزه ای هستی که در انتظارش بودم.»

سیلویا پلات هنگام مرگ از معروفیت چندانی برخوردار نبود اما بعدها از طریق نوول « بل جار» داستان زنی در آستانه خودکشی ، و اشعار مجموعه «آریل» که در آن پیش بینی کرده بود « من هرگز به سن پیری نخواهم رسید» تبدیل به یک تندیس هنری شد.

سیلویا پلات پس از آگاهی از روابط عاشقانه میان همسرش تد هیوز و زنی دیگر به نام آسیا وویل، از تد جدا شد. به دنبال واقعه مرگ پلات، جوامع هنری و بسیاری از زندگی نامه نویسان سیلویا پلات، تد هیوز را مسبب اصلی مرگ او به شمار آوردند و این مسئله در طول زندگی با هیوز همراه بود.

پس از مرگ سیلویا پلات، تد هیوز با آسیا وویل ازدواج می کند اما در ماه مارس ۱۹۶۹، آسیا وویل نیز خود و دختر چهارساله اش را می کشد.

XS
SM
MD
LG