لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۵۴

انتخاب ميان روزگار سپری شده و روزگار در پيش - روز سی و يکم


"بنيادگرايی" که در حقيقت شيفتگی در گذشته ايست که جز افسانه و خرافات و موهومات کمتر از آن می دانيم، قالبيست که در پناه آن حرکت های رو به عقب و بازدارنده بشريت در دهه های اخير در قالب های حکومت های افراطی يا تروريسم بين المللی چهره نشان داده و برای خودش جايگاهی هم پيدا کرده است. بدون نگاهی به تقويمی که جلوی من و تو قرار دارد که سال، سال ۲۰۰۹ ميلاديست، که از قرن بيست و يکم نيز نه سالش را پشت سر گذاشته ايم و در حقيقت يک دهمش تقريبا سر آمده است.
بدون توجه به آنکه، من و تو رسيده ايم به روزگاری که ماشين مبادله بی درنگ اطلاعات، آنچنان شتابی به آن بخشيده است که حتی درنگی در امروز، از قافله ای که دارد به فردا می رسد، عقبمان می اندازد.

حالا در نظر بگير که در اين شتاب بی امان، آنکه در بهشت خيالی ديروز، امروز گم کرده است و بعد از ديروز چشم به پريروز دارد، بخواهد آن روزگار سپری شده و خوشبختانه بی بازگشت را برای من وتو بسازد، يا به زور به خوردمان دهد.

اما اين شيفته روزگار سپری شده ديروز و پريروز، روزهايی را در حقيقت نويد می دهد که يک دل درد ساده، دهقان را که سهل است، سلطانی را هلاک می کرد. روزهايی که يک سر درد و دندان درد معمولی، فرعونی را بزانو در می آورد چه رسد به خيل بردگانش. روزگاری که يک آنفلوآنزا، هزاران کشته بر جا می گذاشت، که يک حصبه نسل کشی می کرد.
روزهايی که يک خواب آسوده و امن از ترس اين درنده و آن مهاجم و خصم، رويای دست نيافتنی بود، روزگاری که سی، چهل سالگی مساوی بود با پايان دوران متوسط عمر آدم، روزگاری که از ده تا بچه اگر يکی دو تا باقی ميماندند، شانس آورده بودند.

شيفته روزگار گذشته، بنيادگرای قرن بيست و يکم اما، از اين گذشته، کاخی خيالی و بهشتی خيالی تر می سازد که به من و تو هم تعارف می کند که بفرمائيد. اگر هم نفرمائيم!! می خواهد به زور بفرمائيم!!
اين شيفته روزگار سپری شده و معيارهای تار و پود از کف داده البته ساکن يک کشور و يک جامعه نيست و نه فقط در شرق که در غرب هم موجود است.

اما در جوامع پيشرفته، مثل همين آمريکا، آن قدرتی که به زور من و تو را به سوی بهشت موعود خود هدايت کند، به او داده نشده و قوانين حاکم بر جامعه او را در چارچوب خود باقی گذارده است و هر از گاهی بايد گامی به عقب نيز بر دارد، هر چند آب ببيند، او نيز شناگر قابليست.

و بهشت، همچنان به صورت جزيره ای دور دست در اقيانوسی باقی می ماند. اين اقيانوس برای بنيادگرا اقيانوس مرده گذشته است و برای من و تو دريای بی کرانه آينده.

XS
SM
MD
LG