لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۳۱

راه زندگی: از پنبه چينی تا سلطانی جانی کش


راه زندگی:از پنبه چينی تا سلطانی جانی کش راه زندگی جوانی فقير که از خواندن آواز برای خود حين پنبه چينی در مزرعه توانست به حوزه سلطانی خوانندگانی وارد شود که طرفدارانی جهانی دارند، موضوع فيلمی است که عنوان آن از يکی از اجراهای او در اوج شهرتش گرفته شده است.

جانی کش، به احتمال قوی هنگامی که آهنگ I Walk The Line را اجرا ميکرد نميدانست اين آهنگ که يکی از هزار و پانصد آهنگ اوست، موضوع فيلمی خواهد شد بنام Walk The Line که چهار دهه زندگی حرفه ای و نيز زندگی پرفراز و نشيب شخصی او را به تصوير خواهد کشيد.

گرچه در ترجمه نام فيلم به فارسی، عناوين متعددی بکار گرفته شده است، اما اغلب آنها، مفهومی مشترک را عرضه ميکنند: راه زندگی.

"ريس ويتر سپون" برای بازی در نقش "جون کارتر کشْ اسکار بهترين بازيگر زن سال ۲۰۰۵ را کسب کرد.

از سيامک دهقانپور:

فيلم “Walk the line” يا «سر به راه باش» داستان زندگي جاني کش، خواننده فقيد آمريکائی است که موسيقي مردمي اش نيم قرن نه تنها در آمريکا بلکه در ديگر کشورهای جهان نيز طرفدارانی بسيار داشت و به اصطلاح در دلذ و جان مردم جا خوش کرده بود.

اين فيلم در پنج رشته بهترين بازيگر نقش اول مرد و زن، بهترين تدوين، طراحي لباس، و ترکيب صدا کانديد جوايز هفتاد و هشتمين دوره ي مراسم اسکار است.

جيمزمنگولد، نويسنده و کارگردان Walk The Line فيلم را با صحنه ای از يک زندان بنام فولسوم آغاز مي کند که گفته ميشود جاني کش بهترين آلبوم عمرش را در آنجا ارائه داد. فيلمساز براي معرفی و شناساندن کشاکش هاي دروني جاني کش، مخاطب را از مقابل يک اره برقي در زندان به پنبه چينی در مزرعه ای در ايالت آراکانزاس مي برد، که سالهای کودکی جانی کش در آنجا شکل گرفته است .

کارگردان مي کوشد از اين طريق رنج هاي کودکی را به تصوير کشد که دنيايش در يک جعبه ي راديو و گوش دادن به “Country Music” خلاصه مي شد. پسری عاشق پيشه که مرگ دلخراش برادر بزرگترش زير آن اره برقي سالها چون خوره او را مي خورد. چرا که پدر دائم الخمرش به او گفته بود خدا اشتباه کرد، بايد تو را از من مي گرفت.

درباره ي بخت بالاي يواکيم فينيکس ، بازيگر نقش جانی کش در کسب اسکار امسال، که به شکلي غيرقابل باور آهنگ های او را با صداي خود اجرا کرده، و هر جا که گيتار بدست مي گيرد به اصطلاح فيلم را از جا مي کند بحث هاي بسيار است.

ريس ويترسپون در نقش جون کارتر، خواننده اي که جاني کش سالها در فراق او سوخت، و سرانجام در ابتداي يک کنسرت در برابر مردم از او رسما تقاضاي ازدواج کرد، ديگر اميددار اسکار امسال است که با بازي دلربايش به فيلم رنگ عشق بخشيده است.

فيلم در تحليل گرفتاري هاي عشقي، اعتياد و شهرت يک هنرمند، از نمونه هائي مشابه چون فيلم زندگي ري چارلز فراتر نمي رود، اما در به تصوير کشيدن لحظه ي نبوغ يک اسطوره کم نظير است.

جانی کش که قصد دارد بخت خود را براي ضبط نخستين آهنگش در موسسه صفحه پرکني سان تحت مديريت سم فيليپس بيازمايد وقتي مي شنود که اجرايش به کپي دست چندم موسيقي هاي کليسايي مي ماند تا لبه ي سقوط روحي پيش مي رود اما، وقتي سم فيليپس به او مي گويد اگر در آخرين لحظات عمرت فرصت داشته باشي چيزي از خودت بنوازي چه مي کني آنوقت او آهنگ Folsom Prison blues را که پنهاني در زمان خدمت نظام در آلمان نوشته بود مي خواند و به ناگاه اسطوره ي جاني کش در برابر چشم مخاطب قد علم مي کند. از اين منظر، پايان فيلم در زندان فولسوم که مصادف است با سالهاي اوج شهرت جاني کش، پاياني هوشمندانه است هرچند منتقدين نپرداختن جيمز منگولد به بخش هاي ديگر زندگي جاني کش را نوعي محافظه کاري هنري توصيف کرده اند.

XS
SM
MD
LG