لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۰۷

صفحه آخر: همراه با انتخابات ریاست جمهوری ایران


برنامهء بیست و پنجم فروردین ماه ۱۳۹۶ خورشیدی برابر با چهاردهم آوریل۲۰۱۷ میلادی به انتخابات ریاست جمهوری در ایران اختصاص دارد.

بعد از پایان دوره دوم ریاست احمدی نژاد، و روی کار آمدن حسن روحانی، وضع مردم و اقتصاد مملکت چقدر فرق کرده؟ در چهارسالِ دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، حدود ۳۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی و یکصد میلیارد دلار درآمد غیرنفتی حاصل شد، که با احتساب میانگین قیمت دلار دو هزار تومانی در سال‌های ۸۸ تا ۹۱، مجموع منابع ریالیِ درآمدهایِ ارزی حدود یک‌هزار تریلیون تومان یعنی هزار هزار میلیارد تومان بوده. این مبلغ برابر است با اندازه منابع ریالی درآمدهای ارزی دولت روحانی. این هزار هزار میلیارد تومان کجا رفته، و به قول حجت الاسلام دانشمند "خرج چی شده؟"

فقط یک قلم از هزینه های دولت، مخارج حضور ایران در سوریه است: در چهارسالِ ریاست روحانی، سالی ۱۵ میلیارد دلار، یعنی جمعاً ۶۰ میلیارد دلار. با احتساب دوران هشت ساله احمدی نژاد می‌شود ۲۰۰ هزارمیلیارد تومان. وقتی رئیس جمهور، تابع رهبر و سیاست‌های کلانی است که او مشخص می‌کند، روحانی با احمدی نژاد چه فرقی می‌تواند داشته باشد؟

امسال در این میان، سیمای جمهوری اسلامی هم هر روز، فیلم‌هایی پخش می‌کند از انتخابات و حواشی انتخابات، و انبوهی از افراد را که صف کشیده‌اند برای رئیس جمهوری شدن. این نامش فرهنگ نیست، ضدفرهنگ و ضدآگاهی است.

امسال هم مثل هر دوره، شورای نگهبان چند نفر را به عنوان نامزدان نهاییِ از فیلتر رد شده معرفی می‌کند. ولی پیشاپیش اعلام می‌کند مخالفِ دوقطبی شدنی ست که یک سرش احمدی نژاد باشد؛ چون خامنه‌اینمی‌تواند کنترلش کند. اگر رهبر می‌توانست احمدی نژاد را کنترل کند و آتویی دست او نداشت که جلوی محاکمه‌اش را نمی‌گرفت. زورش حداکثر آنقدر می‌رسد که به او توصیه کند "در انتخابات شرکت نکن تا وضعِ من و تو، و مملکت از این که هست، بدتر نشود.

فردای صحبت خامنه ای، محمود صادقی، نماینده مجلس، جرمِ رئیس جمهورِ محبوبِ سابقِ رهبر را اعلام کرد، که فقط برای یک قلم آن، یعنی یک دزدی ۱۲ هزار میلیارد تومانی، برای شخص احمدی نژاد حکم محکومیت قطعی صادر شده. چرا؟ چون آیت الله رئیسی – امید امام خمینی و خامنه‌ای – می‌گوید ما افتخار می ‌کنیم که دستِ دزدان را قطع کنیم؛ بعد هم در مشهد، دست یک آفتابه دزد را قطع می‌کنند. در حالی که احمدی نژاد، که برای فقط یک قلم دزدی ۱۲ هزار میلیارد تومانی‌اش محکومیتِ قطعی صادر شده، می‌خواهد رئیس جمهوری شود!

احمدی نژاد، می‌گوید من انقدر وزن دارم که فقط برای این آمدم که کسی جرأت نکند بقایی را رد صلاحیت کند؛ یعنی وقتی او تأیید صلاحیت بشود، من کنار می‌روم.

از سوی دیگر، ابراهیم رئیسی، به عنوان نامزد مستقل وارد گود شده تا بگوید شما چه حدی دارید که معرف من باشید؟ اگر می‌خواهید از من حمایت کنید؛ و مثل هر دوره این بار هم اینطور خواهد شد که همه جمع‌های اصولگراها از نامزد اصلح‌شان پشتیبانی می‌کنند.

سابقه و مواضع رئیسی روشن است: سال ۱۳۶۷ یکی از اعضای هیأت سه نفره مرگ بود، و الان هم دادستان دادگاه ویژه روحانیت، و هم به امرِ امام خامنه‌ای، متولی آستان قدس است؛ و همین رئیسی بود که ماه گذشته سعی کرد احمد منتظری را به خاطر انتشار فایل صوتی جلسه آیت الله منتظری با اعضای هیئت اعدام سال ۶۷ به زندان بیاندازد. در مورد سیاست خارجی هم آشکارا نسخه رویارویی ایران با جهان را دوباره می‌پیچد.

اما از افراد مطرحی که ثبت نام کرده و مخالف این نوع نگرش به جهان هستند، مهدی خزعلی و قاسم شعله سعدی را می‌توان نام برد.

مهدی خزعلی موقع ثبت نام در ستاد انتخابات کشور درباره سیاست خارجی گفت: "با تمام جهان باید مصالحه شود. تنها راه نجات کشوری که در سراشیبی سقوط است و به سمت جنگ می رود، گفتمان عقلانی است. نباید مرگ بر هیچ تمدن و کشوری گفت"؛ "آمده‌ام بگویم که دنیای جاهلیت اولی و اخری را که به عنوان اصول‎گرایی و اصلاح طلبی قلابی، ممکلت را اداره کرده‌اند و ما را به اینجا رسانده‌اند پایان دهیم و به سمت عقلانیت برویم. ما حزب نداریم. همه باید حزبی باشند. کسانی که در وزارت‌ها منصبی داشتند باید سرشان را به زیر بیندازند. شما گذاشتید که روزنامه‌ها را فله‌ای ببندند، شما بر قتل‌های زنجیره‌ای سکوت کردید و حقایق باید برای مردم بیان شود."

دکتر قاسم شعله سعدی هم به عنوان نامزد مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، در ستاد انتخابات کشور ثبت نام کرد. قاسم شعله‌سعدی در سال ۱۳۳۳ شیراز متولد شد. در سال ۱۳۵۲ در رشته حقوق دانشگاه ملی ایران پذیرفته شد. شعله سعدی با رد پیشنهاد دادستانی انقلاب شیراز، برای ادامه تحصیل به اتفاق همسر و فرزند خود، راهی فرانسه شد و مدرک فوق لیسانس خود را از دانشگاه حقوق پاریس در مدت یکسال اخذ و سپس دکترای خود را در سال ۱۳۶۲ در رشته علوم سیاسی از دانشگاه پاریس دریافت کرد و متعاقباً در دوره دکترای حقوق در دانشگاه حقوق پاریس ادامه تحصیل داد. از سال ۱۳۶۲ در دانشکده حقوق دانشگاه شیراز، دانشگاه تهران و تربیت مدرس به تدریس حقوق بین‌الملل می‌پرداخت؛ تا این که از تدریس در دانشگاه منع شد.

شعله سعدی نماینده دو دوره سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی، وکیل دعاوی ایران در دادگاه‌های بین المللی، و بعد از انتخابات ۸۸، مدتی زندانی بود.

مواضع دکتر خزعلی علی الاصول با مواضع آقای دکتر شعله سعدی تفاوت چندانی ندارد. از سوی دیگر، هر دو با شناختی که از ساز و کار فعلی دارند، می‌دانند که رد صلاحیت می‌شوند.از آقای شعله سعدی پرسیده شد، "شما در انتخابات قبلی هم نامزد شدید ولی در شورای نگهبان رد صلاحیت شدید. دلیل رد صلاحیت در انتخابات قبلی چه بود؟ (با این که دو دوره نماینده مجلس بودید؟)

آقای شعله سعدی می‌گوید: "دلیل رد صلاحیت را اعالم نمی‌کنند. ولی من یک بار در حالی که نماینده مجلس بودم و برای دوره بعد می‌خواستم نامزد شوم، رد صلاحیت شدم. از طریق آقای رفسنجانی – که آن موقع رئیس جمهور بود و هنوز جزو خواص بی‌بصیرت! محسوب نمی‌شد، درخواست پیگیری کردم. در نهایت مطلع شدم که شورای نگهبان تنها یک جمله در مورد من گفته، و آن این بود که: "شعله سعدی مفت مفت تبدیل شده به یک چهره بین المللی!"

وی در پاسخ به این سؤآل که چرا امسال دوباره ثبت نام کردید؟ گفت: "من که نباید از ترس مرگ خودکشی کنم! من کشور را در خطر می بینم، در ضمن، توانایی هایی دارم: در سیاست و حقوق تخصص دارم، در هر دو تجربه طولانی بین المللی و ملی دارم. ضمناً در شرایطی که فساد در مملکت جاری شده، مردی باید پاپیش بگذارد که خودش آلوده نباشد. من فردی هستم که زمانی که نماینده بودم، حتی حقوق ماهانه‌ام را نگرفتم، و از حقوق قانونی‌ام صرفنظر کردم. و چون مرد مسئولیت، قانون، سیاست و خطر هستم، جلو آمدم. شما می‌دانید ریاست جمهوری واقعاً آش دهن سوزی نیست که سر و دست برایش بشکنیم. اگر به سرنوشت شش، هفت رئیس جمهوری قبلی نگاهی بیاندازیم، می بینیم که یکی از آنها فرار کرده و به فرانسه رفته، یکی ترور شده؛ آقای خاتمی ممنوع الخروج شده و حتی اجازه ندارد برای دیدن نوه‌اش به خارج از کشور برود. و آقای احمدی نژاد از طرف جناح اصولگرا "سردسته جناح منحرفین" نام گرفت، و آقای رفسنجانی هم به زعم رهبر از "خواص بی‌بصیرت" بود."

ریاست جمهوری وظیفه‌ای است همراه با سئولیت و پاسخگویی. البته تا به حال، افرادی که به این مقام رسیده‌اند – مثل بقیه مسئولان نظام از رهبر گرفته تا دیگر مقامات – پاسخگو نبوده‌اند. و اصولا عدم شفافیت، ذاتی نظام جمهوری اسلامی است. از سوی دیگر، در مملکتی که رئیس جمهوری باید تابع ولی فقیه باشد، آیا انتخابات صرفاً یک بازی نیست برای بقای نظامی که نتیجه ادامه عمرش فلاکت بیشترِ اقتصادی و سانسور ایدئولوژیکِ بیشتر است؟ پاسخ آقای شعله سعدی را در ویدیوی زیر ببینید:

قاسم شعله سعدی می‌گوید واجد کلیه شرایط قانونی وصلاحیت‌های مندرج در قانون اساسی برای ریاست جمهوری است. در مورد شرطِ التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه وی اشاره می‌کند که "زمانی که در مجلس بودم، با این شرط مخالف بودم؛ ولی بعد از این که قانونی شد، از آن اطاعت کردم."

به عقیده آقای شعله سعدی، "در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، ملت ایران تحت تأثیر چند رویداد قرار گرفته: یکی اشغال سفارت آمریکا و به گروگان گرفتن کارکنان؛ دیگری جنگ هشت ساله با عراق، مسأله اتمی، و حتی دوره هشت ساله حکومت احمدی نژاد، که به باور من برای کشور بیشتر از جنگ با عراق خرابی‌ به بار آورد. وضع نابسامان امروز کشور ناشی از این است که هیچگاه دیدگاه کلان استراتژیک نداشته‌ایم. مگر نمی‌دانستیم که اشغال سفارت یک کشور ممکن است منتهی به جنگ شود؟ چون یک فرد کلان‌نگر و استراتژیست در حکومت نبوده. من دستکم بیست سال در مهمترین دانشگاه‌های ایران، درس استراتژی به دانشجویان دوره فوق لیسانس داده‌ام – البته تا پیش از این که اخراجم کنند. من این توانایی‌ها را دارم و می‌خواهم آن‌ها را عرضه کنم."

آقای شعله سعدی می‌افزاید "قصد دارم از وزارت کشور درخواست کنم تا مجوز صادر کند و اجازه دهد مردمی که تمایل دارند من کاندیدایشان برای ریاست جمهوری باشم، روز پنجم اردیبهشت ماه ساعت هفت بعد از ظهر به خیابان‌ها بیایند و تمایل خود را ابراز کنند."

"به نظر من مشکل کشور دو علت عمده دارد: یکی ضعف کارگزاران، و دیگری ضعف سیستم. الآن موقع خانه تکانی است."

درباره کاندیداتوری آقای بقایی و احمدی نژاد، بعضی از تحلیلگران معتقدند که ورود دوباره احمدی نژاد به عرصه انتخابات، یک حرکت برد-برد بود: در واقع منظور او از وارد شدن به عرصه انتخابات این است که "یا بقایی را تأیید کنید یا اگر او را ردصلاحیت کردید، من خودم در صحنه می مانم." البته ماندن احمدی نژاد در صحنه انتخابات، هزینه‌های سنگینی برای رهبری دارد. اگر شورای نگهبان به امر رهبر او و بقایی را رد صلاحیت کند، آنها ساکت نخواهند نشست و ممکن است برای رهبر گران تمام شود. و اگر هم رد صلاحیت نشوند، با وضع فعلی اقتصاد و شعارهای دهان پرکن احمدی نژاد و طرفداری روستاییان از او، هیچ بعید نیست رأی بیاورد و دوباره در برابر رهبر – که همین حالا هم چندان مطیع حرفهایش نیست، شاخ شود.

راههای تماس با برنامه صفحه آخر:

شماره تلفن گرفتن پیام فقط برای پخش در برنامه تقدیمی:

00 1 202 382 5982

ایمیل برای ارسال فیلم و ویدئو

lastpage@voanews.com

نشانی فیسبوک برنامه:

Voalastpage

تلگرام بخش فارسی صدای آمریکا:

farsivoa

* نظر مهمانان محترم برنامه الزاما نظر صدای آمریکا نیست.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG